امام حسین (ع)

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : h123gh1374
تاریخ : چهارشنبه 02 آذر 1390
post

حسن مجتبی

مختصات: شرقی‌″۵۸ ′۳۶ °۳۹ شمالی‌″۰۲ ′۲۸ °۲۴ / °۳۹٫۶۱۶شرقی °۲۴٫۴۶۷۲شمالی / ۳۹٫۶۱۶;۲۴٫۴۶۷۲ (نقشه)

امام شیعه
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
حسن مجتبی
نقش دومین امام شیعیان
نام حسن مجتبی
کنیه ابومحمّد
زادگاه مدینه
مدفن قبرستان بقیع، مدینه
لقب(ها)

المجتبی
سید الشباب اهل الجنه
الزکی
التقی
السید
 

السبط
پدر علی
مادر فاطمه زهرا
طول عمر

پیش از امامت ۳۷ سال
(سال ۳ تا ۴۰ پس از هجرت)
 

دوران امامت ۱۰ سال
(سال ۴۰ تا ۵۰ پس از هجرت)

حسن بن علی پسر علی امام نخست شیعیان و فاطمه دختر محمّد است. وی بیشتر با نام امام حسن مجتبی نزد شیعیان شناخته می‌شود. حسن ملقب به مجتبی از اهل بیت و نیز پنج تن آل عبا به شمار می‌آید. از دیگاه برخی از اهل سنت، او پنجمین و آخرین خلیفه از خلفای راشدین محسوب می‌شود.

حسن بن علی، در سال ۳ هجری متولد شد و پس از پدر به امامت (در دیدگاه شیعیان) و خلافت مشغول شد. ولی پس از مدت کوتاهی به صلح و واگذاری خلافت به معاویه بن ابوسفیان رضایت داد.[۱] سرانجام در ۲۸ صفر سال ۵۰ هجری درگذشت.

محتویات

 [نهفتن

زندگی [ویرایش]

حسن فرزند علی و فاطمه دختر محمد در ۱۵ رمضان سال سوم هجری قمری در مدینه بدنیا آمد. نام او حسن به معنای خوب و نیکو است در بعضی مدارک ذکر شده نام او از ریشه عبری شبر است.[۲] این نام را محمد بر او گذاشت.[۳] کنیه او ابومحمد است و او را با القابی چون مجتبی، تقی، زکی، سید، سبط، سبط اکبر می‌خوانند. یعقوبی مدعی شده است که او دوبار تمامی دارایی و سه بار نصف اموال خویش را به اعراب مسلمان نیازمند بخشید.[۴] لقب مجتبی که توسط طرفدارانش به وی اطلاق می‌شود، اشاره به بخشندگی وی دارد.

کودکی تا خلافت [ویرایش]

حسن، هفت سال اول زندگی خود را با پدربزرگش محمد گذراند. تا قبل از کشته شدن عثمان بن عفان در سال ۶۵۶ میلادی، حسن از لحاظ سیاسی غیر فعال بود. پس از به خلافت رسیدن پدرش علی و شروع جنگ های داخلی، او از طرف علی به کوفه فرستاده شد تا از بیعت مردم کوفه با حکومت علی اطمینان حاصل کرده و در صورت امکان، سپاهی از مردم آن شهر را برای حمایت لشکریان علی در جنگ جمل فراهم آورد. او همچنین پدرش را در جنگ صفین یاری کرد. پس از کشته شدن علی در سال ۶۶۱، با وجود آن که علی جانشینی برای خود انتخاب نکرده بود، تعداد زیادی از پیروانش با حسن بیعت کردند. حسن در هنگام انتصابش به عنوان خلیفه، به خویشاوندی خود با پیامبر مسلمانان اشاره و تاکید کرد.[۵]

صلح [ویرایش]

نوشتار اصلی: صلح حسن و معاویه

صلح حسن و معاویه به واقعه صلح میان حسن بن علی و معاویه بن ابوسفیان اطلاق می‌شود که از جنگ بین کوفیان و شامیان جلوگیری کرد و طی آن خلافت به شروطی از حسن به معاویه منتقل گردید. این واقعه در سال ۴۱ ه.ق. برابر ۶۶۰[۶] یا ۶۶۱ میلادی[۷] رخ داد.

پس از کشته‌شدن علی بن ابیطالب به دست ابن ملجم مرادی، حسن در کوفه به عنوان خلیفه اعلام می‌شود ولی معاویه، فرماندار شام، این انتصاب را تقبیح می‌کند و لشگری را برای جنگ به کوفه می‌فرستد که این لشگر در مسکن مستقر می‌شود. لشگر حسن نیز در مداین مستقر می‌شود.[۸] طبق گفته یعقوبی مورخ قرن سوم هجری «معاویه كسانی را پنهانی میان لشكر حسن می فرستاد كه می گفتند حسن با معاویه صلح كرد و پیشنهاد او راپذیرفت.[۹]» از دلایل اصلی پیشنهاد صلح توسط حسن، خروج سرداران سپاه کوفه (مانند عبیدالله ابن زیاد یا طبق بعضی منابع عبدالله ابن زیاد برادر وی) به علت رشوه‌های معاویه و عدم تمایل دیگر سپاهیان وی باشد.[۷] دلیل دیگر پذیرش پیشنهاد توسط وی نرم‌خویی و صلح‌طلبی حسن است،[۷] ولی شیعیان این حرف را نمی‌پذیرند و معتقدند که رفتار هر امام یک برنامه نوشته شده توسط خداست[۱۰] و این حدیث به حسن منسوب است که «اگر به اندازه انگشتان دو دست یار باوفا داشتم صلح نمی‌کردم.»[۱۱] شیعیان بر این اعتقادند که حسن برای نمایش «رفتار فریبکارانه» معاویه دست به صلح زد.[۱۲]

پس از دست کشیدن از خلافت [ویرایش]

پس از دست کشیدن از خلافت حسن راهی مدینه شد. در راه نامه ای از معاویه دریافت نمود که از خواسته بود تا با او در جنگ علیه یکی از خوارج بنام الطاعی که به تازگی قیام کرده بود به او کمک کند. حسن پاسخ داد که به این علت از جنگ دست کشیده است تا صلح را به میان امت برگرداند و به همین دلیل در جنگ شرکت نخواهد کرد.[۱۳] او در مدینه حداقل به ظاهر زندگی آرامی داشت و در امور سیاسی دخالتی نمی‌کرد. بنوشته لارا وگلیری در دانشنامه اسلام، حسن در مدینه از زنی به زنی دیگر می رفت بطوریکه به او لقب «المِطلاق» (طلاق دهنده) داده بودند. تعداد زنان او را شصت یا هفتاد یا نود نفر و تعداد متعه های او را سیصد تا چهار صد نفر نوشته‌اند.[۳] اما سید محمد مرتضوی، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی، با بررسی رجالی روایات شیعه و سنی در زمینه ازدواج و طلاق فراوان آن‌ها را جعل شده در زمان منصور خلیفه عباسی، و بدنبال قیام نوادگان حسن برعلیه منصور می‌داند.[۱۴]

درگذشت [ویرایش]

ضريح چهار امام شيعه پیش از تخریب به وسیله حکومت سعودی، به ترتيب از راست به چپ حسن مجتبی، علی بن حسین، محمد باقر و جعفر صادق

حسن بن علی در ۷ یا ۲۸ صفر سال ۵۰ هجری قمری (سایر تاریخ ها در منابع: ۴۹ ۵۸، و ۵۹) در شهر مدینه در گذشت. پیکر او را در قبرستان بقیع در نزدیکی مسجد النبی به خاک سپردند. طبق منابع بسیاری معاویه با وعده ازدواج با یزید و پاداش با یکی از همسران حسن به نام جعده دختر اشعث تماس گرفت و او را به سم دادن به حسن تحریک نمود. جعده نیز با پذیرفتن آنچه معاویه خواسته بود سم را با عسل به حسن بن علی داد و او را مسموم کرد.[۱۵] [۱۶][۱۷][۱۸] لارا وسیا وگلییری در دانشنامه اسلام طی تحلیل تاریخی که در مورد درگذشت حسن انجام داده می‌نویسد که پدر جعده، اشعث که رئیس یک قبیله یمنی بود، بخاطر خدمت به معاویه از سوی شیعیان بعنوان خائن شمرده شده است. از اینرو محتمل است که نفرت شیعه از پدر به دختر نیز منتقل شده باشد.[۳]

ویلفرد مادلونگ از قول مورخان اولیه اسلامی (مانند بلاذری، واقدی و ...) بیان می دارد که یادداشت های دیگر نشان می دهد که حسن ممکن است توسط یکی دیگر از همسرانش، دختر سهیل بن عمرو یا شاید توسط یکی از کنیزانش مسموم شده باشد.[۱۹] وی همچنین معتقد است که محمد بن جریر طبری، واقعه ی مسموم شدن حسن را به خاطر ترس از ایجاد تفرقه در امت اسلامی، نقل نکرده است.[۲۰]

دفن حسن [ویرایش]

حسن وصیت کرده بود که در مسجدالنبی و در کنار قبر پدربزرگش محمد به خاک سپرده شود؛ اما عایشه که با خانواده علی دشمنی داشت، به بهانه ی اینکه مسجدالنبی متعلق به وی است، مانع از این عمل شد. بنابراین حسن به ناچار در قبرستان بقیع دفن گردید.[۲۱]

مدت امامت بر شیعیان [ویرایش]

۱۰ سال (۴۱-۵۰ هجری قمری) که شش یا هشت ماه خلیفه بود.

اسامی تعدادی از همسران [ویرایش]

ام بشیر دختر ابومسعود انصاری، مادر زید و ام الحسن و ام الحسین، خوله دختر منظور بن ریان، مادر حسن مثنی، ام الحق دختر طلحة بن عبیدالله، مادر حسین اترم، طلحه، فاطمه، ام کلثوم دختر فضل بن عباس بن عبدالمطلب، کنیزی به نام نفیله، مادر عمرو، قاسم و عبدالله که هرسه در کربلا در کنار حسین کشته شدند، زینب دختر یسبع بن عبدالله بجلی، زنی از بنی ثقیف، کنیزی به نام صافیه، مادر عبدالرحمن. عبدالرحمن باحسین از مدینه تا مکه همراه بود که با لباس احرام در ابواء از دنیا رفت و نتوانست در کربلا حاضر شود.

جعده دختر اشعث بن قیس کندی که به اعتقاد شیعه قاتل حسن است.[۲۲]

فرزندان [ویرایش]

فرزندانش را پانزده تن می‌شمارند:

پسران [ویرایش]

  1. زید
  2. حسن
  3. عمر
  4. قاسم بن حسن
  5. عبدالله
  6. عبدالرحمن
  7. حسین ملقب به اثرم
  8. طلحه

دختران [ویرایش]

  1. ام الحسن
  2. ام الحسین
  3. فاطمه (همسر سجّاد، امام چهارم شیعیان، و مادر محمّدباقر)
  4. ام عبدالله
  5. فاطمه(دیگر)
  6. ام سلمه
  7. رقیه

پانویس [ویرایش]

  1. صلح حسن و معاویه
  2. علامه مجلسی، بحار الانوار، جلد ۴۳، صفحه ۲۳۸، حدیث ۳، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، ۱۴۰۴ هجری قمری
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ Veccia Vaglieri 1986
  4. تاریخ یعقوبی، احمد بن ابى يعقوب ابن واضح يعقوبى، ترجمه محمد ابراهيم آيتى، جلد ۲ ص ۱۵۶، انتشارات علمى و فرهنگى، چ ششم ، 1371ش.
  5. Hasan (grandson of Muhammad) -- Britannica Online Encyclopedia
  6. تشیع در مسیر تاریخ ۱۸۶
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ Britanicca Encyclopedia of World Religions
  8. تشیع در مسیر تاریخ ۱۵۸-۱۶۱
  9. تاریخ یعقوبی، احمد بن ابى يعقوب ابن واضح يعقوبى، ترجمه محمد ابراهيم آيتى، جلد ۲ ص ۱۴۲، انتشارات علمى و فرهنگى، چ ششم ، 1371ش.
  10. امام حسن اسوه حلم و حماسه ۶۶. (به نقل از اصول کافی جلد یک صفحه ۲۷۹-۲۸۴)
  11. خدمت - حسین بن علی (ع)، شهید جنگ نرم
  12. جمع نویسندگان. «احیای ارزش‌های راستین». در دین و زندگی (۳). نشر کتب آموزشی، ۱۳۸۸. صفحه ۱۲۸. ISBN 978-964-05-1371-2. 
  13. Madelung, 1997 pp. 324-325
  14. سید محمد مرتضوی، فصلنامه مطالعات اسلامی شماره ۷۶، تابستان ۱۳۸۶ ص ۱۲۱ قابل دسترسی در اینجا[۱]
  15. ببینید :
    • Mas'oodi, Vol 2: Page 47
    • Tāreekh - Abul Fidā Vol 1 : Page 182
    • Mawātilat Talibeyeen - Abul Faraj Isfahāni
    • Akbarut Tiwal - Dinawari Pg 400
    • Rawzatul Manazir - Ibne Shahnah Vol 2, Page 133
    • Isti'ab - Ibne Abdul Birr
    • Iqdul Fareed - Ibn Abd Rabbāh Vol 2, Page 11
    • Tāreekhul Khamees, Husayn Dayarbakri Vol2, Page 238
  16. سيد محمد تقي مدرسي. «زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن على (ع)». 
  17. حسين استادولي. «حسن بن علي عليهماالسلام بيدارترين سردار». 
  18. مهدى محدثى. «حيات پاكان جلد ۲». 
  19. Madelung, pp. 331–333
  20. Madelung pp. 331–332
  21. Irving, p.27
  22. زنان و فرزندان امام حسن ـ علیه السلام ـ چه کسانی بودند؟

منابع [ویرایش]

  • Madelung, Wilferd (1997). The Succession to Muhammad: A Study of the Early Caliphate. Cambridge University Press. ISBN 0521646960.
    |
    امتیاز مطلب : 4
    |
    تعداد امتیازدهندگان : 2
    |
    مجموع امتیاز : 2
نویسنده : h123gh1374
تاریخ : چهارشنبه 02 آذر 1390
post

علی بن ابی‌طالب

شیعه
عقاید
اصول توحید • نبوت • معاد
عدل • امامت
فروع نماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد • امر به معروف • نهی از منکر • تولی • تبری
مهدویت
شخصیت‌ها
چهارده معصوم محمد • فاطمه • علی • حسن • حسین • سجاد • باقر • صادق • کاظم • رضا • جواد • هادی • عسکری • مهدی
صحابه سلمان • مقداد • ابوذر • عمار • بلال
مکان‌های مقدس
مکه • مدینه • نجف • کربلا • دمشق • کاظمین • سامرا • قم • مشهد • ری
امامزاده‌ها
رویدادها
رویداد مباهله • غدیر خم • فدک • رویداد خانه فاطمه • نبرد کربلا • مؤتمر علماء بغداد
کتاب‌ها
قرآن • نهج‌البلاغه • صحیفه سجادیه • الاستبصار • الکافی • تهذیب‌الاحکام • من‌لایحضره‌الفقیه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی • اسماعیلیه • زیدیه
امام شیعه
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
علی بن ابی‌طالب
نقش امام اول شیعیان
خلیفهٔ چهارم اهل سنت
نام علی بن ابی‌طالب
کنیه ابوالحسن
ابوتراب
زادگاه کعبه، مکه
درگذشت ۲۱ رمضان سال ۴۰ پس از هجرت
مدفن نجف در Flag of Iraq.svg عراق
لقب(ها) امیرالمؤمنین
اسداللّه
حیدر کرار
سید عرب
سیدالمسلمین
امام‌المتّقین
پدر ابوطالب
مادر فاطمه بنت اسد
فرزند(ان) حسن بن علی
حسین بن علی
محمد حنفیه
زینب
ابوالفضل العباس
ام‌کلثوم
محسن (مورد اختلاف)
عبدالله
جعفرالاکبر
طول عمر

پیش از امامت ۴۶ سال
(سال ۳۰ عام‌الفیل تا ۱۱ پس از هجرت)
 

دوران امامت ۲۹ سال
(سال ۱۱ تا ۴۰ پس از هجرت)

علی بن ابی‌طالب ملقب به امیرالمؤمنین در بین مسلمانان و امام علی در بین شیعیان، زاده ۱۳ رجب ۲۴ پیش از هجرت مصادف با ۱۷ مهر ۲۲ سال پیش از مبدا خورشیدی و درگذشته ۲۱ رمضان ۴۰ هجری قمری برابر ۸ بهمن ۳۹ خورشیدی است. امام اول مسلمانان شیعه و چهارمین خلیفه مسلمانان سنی مذهب است. او بین سال‌های ۳۵ تا ۴۰ هجری قمری برابر با ۶۵۶ (میلادی) الی ۶۶۱ (میلادی) خلیفهٔ مسلمانان بود. [۱] وی پسرعمو، داماد و از نزدیک‌ترین صحابی محمد (پیامبر اسلام) و از اهل بیت وی و همسر فاطمه زهرا بود. پدر او ابوطالب فرزند عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود؛ بنابراین علی از هر دو طرف هاشمی‌نسب است. بنابر روایات، محمد او را به برادری خود برگزید و با او پیمان برادری بست. همچنین او نخستین فردی است که فرمانبردار آیین محمد شد و به اسلام گروید.[۲]. محمد در بازگشت از حجة الوداع عبارت «هر که من ولی او هستم، این علی ولی اوست.» را به زبان آورد؛ اما مقصود این عبارت مورد اختلاف شیعه و سنی قرار گرفت. شیعیان بر این اساس معتقد به نصب امامت و خلافت در خصوص علی شدند و اهل سنت آن را به معنای دوستی و محبت علی تفسیر می‌کنند.[۳][۴]

پس از مرگ محمد و در ماجرای انتخاب جانشین او، جمعی از انصار در سقیفه بنی‌ساعده گرد آمدند. سرانجام اهل سقیفه تصمیم بر خلافت ابوبکر گرفتند. [۵] علی بن ابی‌طالب در ابتدا از بیعت با ابوبکر سرباز زد؛ ولی سرانجام پس از شش ماه با ابوبکر بیعت كرد.[۶]

علی در دوران خلافت سه خلیفهٔ اول در جنگ‌ها شرکت نمی‌کرد[۶] و جز در انتخاب خلیفهٔ سوم فعالیت سیاسی نداشت. البته هر گاه خلفای سه گانه می‌خواستند، در امور دینی، قضایی و سیاسی به آنها مشورت می‌داد.[۷]

او پس از کشته شدن عثمان به عنوان چهارمین خلیفهٔ مسلمانان انتخاب شد. دوران خلافت او با جنگهای داخلی بین مسلمانان و شورش ایرانیان مصادف بود. او سرانجام در مسجد کوفه به ضرب شمشیر یکی از خوارج به نام ابن ملجم مرادی کشته شد.[۶]

محتویات

 [نهفتن

منابع برای تاریخ‌نگاری زندگی علی

دربارهٔ زندگانی علی، گزارش‌های فراوانی در متون تاریخی آمده‌است؛ چنانكه منابع اسلامی پس از محمد، بیشترین حجم مطلب را به زندگی او اختصاص داده‌اند.[۸] از این جهت که شخصیت علی برای مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) دارای اهمیت مذهبی، سیاسی، فقهی و روحانی است، زندگی او به طرق مختلف تحلیل و تفسیر شده و اسناد تاریخی موجود نیز تحت تاثیر ملاحظات فرقه‌ای قرار گرفته‌اند.[۹] بسیاری از منابع اولیهٔ اسلامی تا حدی نسبت به علی رنگ تعصب -در برخی موارد مثبت و در برخی موارد منفی- گرفته‌اند.[۸]

بخشی از منابع برای تاریخ‌نگاری زندگی علی مشابه منابع برای تاریخ‌نگاری زندگی محمد مانند قرآن، ابن هشام، واقدی و طبری است.

دانشمندان غربی پیشین، غالباً به روایات و گزارش‌های گرد آمده در دوره‌های بعد از اسلام متمایل بودند که شیعه و سنی با توجه به مواضع مذهبی شان بیشتر به روایت آنها تمایل داشته‌اند. برخی محققان بر این باورند که این روایات، ساختگی هستند. این دیدگاه سبب شده که بسیاری از روایات قطعی نیز به علت متواتر بودنشان در دوره‌های بعد از اسلام، جعلی تلقی شوند. لئون کائتانی گزارش‌های تاریخی منسوب به ابن عباس و عایشه را عمدتاً ساختگی می‌پندارد؛ در حالی که روایات بدون سند گزارش شده توسط تاریخ نویسان اولیه مانند ابن اسحاق را معتبر می‌داند. ویلفرد مادلونگ این دیدگاه را که تنها روایت شدن در «منابع اولیه» را ملاک درستی روایات بدانیم و بخش اعظمی از روایات را به بهانهٔ اینکه بعدها توسط شیعه و سنی نقل شده‌اند، جعلی تلقی کنیم، رد کرده‌است. به گفتهٔ وی، این دیدگاه کائتانی بی اساس است. مادلونگ و برخی از مورخان، روایات نقل شده در دوره‌های بعد را به خودی خود رد نمی‌کنند؛ بلکه ملاک آنها برای درستی این روایات، سازگار بودن آنها با دیگر حوادث روایت شده‌ است.[۱۰]

هنگامی که مقاله و مقاله نویسی بین مسلمانان جا افتاد، جزوه و مقالات متعددی بین سالهای ۷۵۰ و ۹۵۰ میلادی نوشته شد. به گفتهٔ رابینسون، حداقل ۲۱ گزارش مجزا دربارهٔ نبرد صفین تشکیل شده‌است. ابومخنف، یکی از نویسندگان مشهور این دوره بود که سعی کرد تمام این گزارشها را جمع آوری کند. مورخان قرن ۹ و ۱۰ میلادی روایات در دسترس را جمع آوری، انتخاب و مرتب کردند. با این حال، بسیاری از این جزوه‌ها و مقالات وجود ندارد؛ به جز چند تایی که بعداً در آثاری مانند تاریخ الرسل و الملوک محمد بن جریر طبری مورد استفاده قرار گرفته‌اند.[۱۱]

نام‌ها و عناوین

متقارن نمایی که با چرخش ۱۸۰ درجه ای نام علی را به محمد تبدیل می کند.

نام‌ها و عناوین مختلفی در سنت اسلامی به علی نسبت داده شده‌است که برخی از منعکس کننده ویژگی‌های شخصی او و برخی مشتق شده از قسمت‌های خاصی از زندگی او است. عناوین عبارتند از ابوالحسن، ابوتراب، مرتضی، اسدالله («شیر خدا»)، حیدر («شیر»)، و به طور خاص در میان شیعه - امیرالمومنین و مولی المتقین.[۸]

تولد و دودمان


نخستین امام شیعیان
علی


زندگی
شجره‌نامه، غدیر خم، لیلةالمبیت، یوم‌الدار، جانشینی محمد، سال‌شمار زندگی، نوادگان


میراث
نهج‌البلاغه، غررالحکم و دررالکلم، خطبه شقشقیه، خطبه بدون الف علی بن ابیطالب، خطبه بدون نقطه علی بن ابیطالب، مسجد امام علی


دیگر موضوعات
خلافت علی، چهارده معصوم، امامان دوازده‌گانه

نویسنده : h123gh1374
تاریخ : چهارشنبه 02 آذر 1390
post

محمد.

محمد

خوشنویسی واژهٔ محمّد در مسجد ادیرنه، ترکیه
زادروز ۵۷۰-۵۷۱ م.
مکه
درگذشت ۲۸ صفر، ۸ ژوئن ۶۳۲
مدینه
علت مرگ بیماری
آرامگاه مسجدالنبی
محل زندگی عربستان
لقب أمین، مصطفی، نبی الرحمة(پیام‌آور رحمت)، نبی الأمّی(پیامبر درس‌ناخوانده)، رسول‌ الله(پیامبر الهی)، خاتم‌النبیّین(آخرین پیامبر)، سید المرسلین، رسول أعظم، رسول أکرم، طه(طاها)، يس(یاسین)
دین مسلمان
والدین عبدالله و آمنه
خویشاوندان عبدالمطلب، ابوطالب، اهل بیت

محمد بن عبداللّه[پانویس ۱](مسلمانان برای تکریم او، پیش از نامش عبارت «حضرت» یا «پیامبر»، و پس از نامش عبارت «صلی الله علیه و آله و سلّم» را می‌افزایند) (زادهٔ ۵۷۰ در مکه – درگذشتهٔ ۶۳۲ میلادی در مدینه) بنیان‌گذار و پیامبر اسلام و به اعتقاد مسلمانان، آخرین پیامبر در سلسلهٔ پیامبران الهی و تحویل‌دهندهٔ کتاب آسمانی قرآن و بازگردانندهٔ آیین اصلی و تحریف‌نشدهٔ یکتاپرستی است. او همچنین به عنوان یک سیاست‌مدار، رئیس دولت، بازرگان، فیلسوف، خطیب، قانون‌گذار، اصلاح‌گر، فرمانده جنگی، و برای مسلمانان و پیروان برخی مذاهب دیگر مأمور تعلیم فرمان‌های الهی به شمار می‌رود.[۱] زندگی، اقدامات و اندیشه‌های محمد که همچون سایر شخصیت‌های پیش از دنیای مدرن، تمام جزئیات زندگی وی مشخص نیست، طی قرن‌ها بین موافقان و مخالفانش مورد مناقشه بوده‌است.[۲] او در سال ۵۷۰ میلادی، در مکه در شبه جزیره عربستان به دنیا آمد. در دوران جوانی به بازرگانی مشغول بود، و نخستین بار در ۲۵ سالگی ازدواج کرد. ناخشنود از روش زندگی مردم مکه، محمد هرازگاهی، مدتی را در غار حرا در یکی از کوه‌های اطراف آن دیار به تفکر و عبادت می‌پرداخت. به باور مسلمانان، محمد در همین مکان و در حدود ۴۰ سالگی از طرف خدا به پیامبری برگزیده شد و وحی بر او فروفرستاده شد. در نظر آنان، دعوت محمد همانند دعوت دیگر پیامبرانِ کیش یکتاپرستی مبنی بر این بود که خداوند (الله) یکتاست و تسلیم شدن برابر خدا راه رسیدن به اوست. در ابتدا، تعداد اندکی از او پیروی کردند که با مخالفت برخی قبیله‌های مکه روبه‌رو شد و با آنان با خشونت رفتار می‌شد. محمد برای رهایی از این آزار و اذیت‌ها به همراه پیروانش، در سالی که بعدها مبدأ تقویم هجری شمسی و قمری شد، به شهر یثرب (که بعدها مدینةالنبی نامیده شد)، هجرت کرد. او در مدینه توانست قبایل در حال جنگ را متحد کند و پس از هشت سال جنگ با مکه، به همراه پیروانش که تا آن زمان بیش از ده هزار نفر بودند، مکه را بدون خونریزی فتح کند. محمد ده سال پس از هجرت، و چند ماه پس از بازگشت از حجةالوداع، بیمار شد و درگذشت. در آن هنگام بیشتر مردم شبه جزیره عربستان به اسلام گرویده بودند. آیات یا نشانه‌های خداوند که به باور مسلمانان، به صورت وحی به محمد رسیده و تا هنگام درگذشتش توسط او اعلام می‌شد، قرآن را تشکیل میدهد و آنان تا به امروز این کتاب را به عنوان «کلام خدا» گرامی داشته‌اند. به جز قرآن، زندگی محمد (سیره) و روایات گردآوری‌شده از او (سنت) نیز برای مسلمانان اهمیت دارد.

محتویات

 [نهفتن

منابع برای تاریخ‌نگاری زندگی محمد [ویرایش]

قرآن قرن نهم میلادی، میراث اصلی محمد. قرآن گرچه اشارات اندکی به زندگی محمد دارد، اما نزد پژوهشوران، نخستین و بهترین منبع برای شناخت محمد و ابعاد زندگی او محسوب می‌شود.[۳]

درباره زندگانی محمد، گزارش‌های فراوان و روشنی در متون تاریخی آمده‌است، ولی مانند هر شخصیت تاریخی پیش از دنیای مدرن، تمام جزئیات زندگی او مشخص نیست. از این‌روی که محمد از تأثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ است، زندگانی، اعمال و افکار او طی قرن‌ها بین موافقان و مخالفانش محل اختلاف و منازعه بوده‌است و این سبب شده تا نگاشتن یک زندگی‌نامهٔ مشخص از او دشوار باشد.[۲] قابل‌اطمینان‌ترین منبع برای بازسازی زندگی محمد، قرآن است.[۳] قرآن اشاراتی اندک[۴] و غیر منسجم[۵] درباره زندگی محمد دارد، اما در مواجهه با رخدادهای تاریخی متغیر روزگار محمد، تصویری باثبات و صریح از او به دست داده و دربرگیرندهٔ اطلاعات نهان فراوانی از زندگانی محمد است.[۳] قرآنی که هم‌اکنون در دسترس است، عموماً در محافل آکادمیک به عنوان همان کلام خارج‌شده از زبان محمد، در نظر گرفته می‌شود؛ زیرا تلاش‌ها برای یافتن آنچه متن دست‌نخورده و اولیهٔ قرآن، متنی که تفاوتی پراهمیت نسبت به متن امروزی قرآن داشته‌باشد، ناموفق بوده‌است.[۶] برای دوباره‌سازی تاریخی رویدادهای زندگی محمد، در درجهٔ دوم، آثار تاریخی مورخان در قرن سوم و چهارم هجری در دنیای اسلام می‌باشد[۷] که شامل زندگی‌نامه‌های سنتی نوشته‌شده توسط مسلمانان و گفتارهای منسوب به اوست (سیره و حدیث).[۸] قدیمی‌ترین زندگی‌نامه از محمد، نوشتهٔ ابن اسحاق با عنوان «زندگی رسول خدا» (نوشته‌شده در ۱۲۰ تا ۱۳۰ سال پس از درگذشت محمد) است که متن اصلی آن از بین رفته‌است،[۵] ولی بخش‌هایی از آن در آثار نوشته‌شده توسط تاریخ‌نگاران بعدی، ابن هشام و طبری به جای مانده‌است.[۴][۹] بسیاری اگرچه نه همهٔ محققین درستی و صحت این زندگی‌نامه‌های قدیمی را پذیرفته‌اند، با این وجود میزان صحت آن‌ها قابل تعیین نیست.[۴] در درجهٔ آخر اهمیت مجموعهٔ احادیث (شامل گزارش‌هایی از گفتارها و رفتارهای محمد) هستند که چندین قرن پس از درگذشت محمد نگاشته شده‌است و اکنون در دسترس‌اند[۱۰] که می‌توان به آن‌ها به عنوان آنچه که در حافظهٔ طولانی‌مدت جامعهٔ مسلمانان با انگیزهٔ تقلید و پیروی از محمد باقی مانده‌است، نگریست.[۱۱] محققین به احادیث به عنوان منابع دقیق تاریخی، با احتیاط می‌نگرند.[۱۰] تعداد اندکی از منابع نگاشته‌شده توسط غیرمسلمانان نیز موجود است که به گفتهٔ نیگوسیان وجود تاریخی محمد را تأیید کرده و برای تقویت صحت آنچه توسط مورخان مسلمان نوشته شده‌است، سودمندند.[۴] از مهم‌ترین دشواری‌ها در نوشتن زندگی‌نامه محمد، نبود منابع کافی و ابهامات پیرامون عربستان پیش از اسلام است که امکان مطالعه تطبیقی و بررسی فضایی که اسلام به آن پاسخ می‌داد را سلب می‌کند. هیچ مورخی برای شرح فضای سیاسی رایج و هیچ متن مقدسی برای شرح فضای روحانی و هیچ طوماری برای شرح اختلافات فرقه‌ای، در پیش از اسلام، موجود نیست. به جای آن مقادیر متنابهی شعر وجود دارد که استفاده و بررسی صحت آن‌ها دشوار است.[۱۲]

نام‌ها و عناوین محمد [ویرایش]


نام عربی «محمد»[پانویس ۲] به معنای «قابل ستایش» یا «ستوده»، که چهار بار در قرآن تکرار شده‌است،[۱۳] رایج‌ترین نام پیامبر اسلام است. وی همچنین به «الامین» (قابل اعتماد) معروف بود.[۱۴] محمد اسامی بسیار دیگری دارد، از جمله «اسامی مقدس» که به باور مسلمانان خداوند به او بخشیده و در موقعیت‌های متفاوت به آن نام‌ها خوانده شده‌است. از بین این نام‌ها، «احمد» (به معنای مورد ستایش‌ترین) به عنوان نام آسمانی و باطنی پیامبر، بیشتر مورد توجه‌است و باور دانشمندان اسلامی طی قرون متمادی بر این بوده‌است که وقتی عیسی از فرمانروایی فارقلیط (پاراکلتوس) در آینده سخن می‌راند، به احمد اشاره دارد.[۲] همچنین قرآن برای خطاب‌قراردادن پیامبر، از برخی دیگر از اسامی چون: نبی (پیامبر)، رسول (فرستاده)، طاها[پانویس ۳] (تطهیرکننده، پاک و راهنما)، یاسین[پانویس ۴] (مرد کمال)، مصطفی (برگزیده)، عبدالله (بندهٔ عالی خدا)، حبیب‌الله (محبوب خدا)، ذکرالله (یادآور خدا)، امین (مورد اعتماد)، سراج (روشنگر راه راست)، منیر (روشنگر جهان)، هدی (رهنمای حقیقت)، غیاث (یاری‌کننده)، بشیر (هشداردهنده)، نذیر (یادآور)، مذکر (تذکّردهنده)، شهید (گواه) و مبشر (حامل خبر خوش)، بهره می‌جوید. گاهی محمّد، با توجه به موقعیت او در هنگام وحی، با نام‌هایی مورد خطاب قرار گرفته‌است: به طور مثال او در قرآن در آیات ۷۳:۱ و ۷۴:۱، مزمّل و مدثر (به معنی «جامه به‌خود پیچیده») خوانده شده‌است.[۲][۱۵] قرآن در برخی جای‌ها تفاوت قائل‌شدن بین پیامبران را منع می‌کند. همچنین در احزاب ۴۰، محمّد را «خاتم‌النبیین»[پانویس ۵] می‌خواند.[۱۶]

زندگی [ویرایش]

خاستگاه [ویرایش]

موقعيت تقريبی بعضی از شهرهای معروف عربستان در زمان ظهور اسلام (شهرها با رنگ سفيد نشان داده شده‌اند)
اطلاعات بیشتر: عربستان پیش از اسلام و دوران جاهلیت

بنابر منابع اسلامی، اسماعیل (پسر ابراهیم و هاجر) معبد کعبه را ساخت و کعبه پیش از پایه‌گذاری شهر مکه، ساخته شد. مکه به‌تدریج به مرکزی مهم برای کاروان‌های تجاری در عربستان و مرکز فعالیت‌های مذهبی و تجاری غرب ِحجاز تبدیل شد. علاوه بر معبد کعبه، بیش از ۳۰۰ بت هم وجود داشت و عرب ها هر ساله آن ها را زیارت می‌کردند و اعمالی چون چرخیدن گرد کعبه (طواف) و بوسیدن آن، قربانی‌کردن، و سنگ زدن به شیطان را انجام می‌دادند.[۱۷] به غیر از خدایان قبیله‌ای، بیش تر عرب ها اعتقاد به یک خدای مشترک برتر به نام «الله» داشتند؛ اما تشریفات مذهبی برای «الله» انجام نمی‌شد.[۱۸] هم چنین در قرآن صحبت از افرادی که «حنیف» بوده‌اند می‌رود. در قرآن حنیف اشاره به کسی دارد که از راه ِ فطرت خود به دین ِ طبیعی، که یکتاپرستی باشد رسیده‌است. ابراهیم به عنوان الگوی اصلی حنفا معرفی می‌شود که با بصیرت شخصی‌اش به یکتاپرستی رسیده‌است؛ چنان‌که آیین حنیف معادل دین ابراهیم تعریف می‌شود. مفسران قرآن می‌نویسند که پیش از اسلام حنیف به دو دسته افراد اطلاق می‌شد: عرب هایی که پیرو آیین ابراهیم بودند و بت‌ پرستانی که تنها برخی از مراسم دینی مربوط به آیین ابراهیم مانند حج یا ختنه را انجام می‌دادند. درستی ِ تاریخی این گفته میان پژوهشگران غربی مورد اختلاف است. برخی اساسا گزارش‌های تاریخی مربوطه را رد کرده و آن ها را تعمیم دادن مفاهیم قرآنی به دوران پیش از اسلام می‌دانند، اما دیگران درستی ِ تاریخی همگی یا برخی از آن گزارش‌ها را می‌پذیرند.[۱۹] مدرک دقیقی مبنی بر این که آیین حنیف پیش از یهودیت و مسیحیت در میان عرب ها وجود داشته در دسترس نیست،[۲۰] اگرچه نشانه های رمزآلودی از آن در شعرهای قدیمی عرب یافت می‌شود.[۱۹]

نسب و تولد [ویرایش]

اطلاعات بیشتر: شجره‌نامه محمد و عام‌الفیل

شجره نامهٔ محمد از دیدگاه تاریخی معلوم نیست و آنچه موجود است، داستان‌هایی بوده‌است که بعدها به وجود آمده‌است.[۳] پدر (عبدالله) و مادرش (آمنه) از خاندان بنی‌هاشم از قبیله قریش بودند. بنی‌هاشم از خاندان‌های برجسته و بااصل‌ونسب ولی فقیر در شهر مکه بود.[۳][۲۱] تاریخ دقیق تولد محمد نامعلوم است، ولی احتمالاً بین ۵۶۷ تا ۵۷۳ م. است که موردقبول‌ترین سال، ۵۷۱ میلادی است.[۲۲]

کودکی [ویرایش]

یک نقاشی عثمانی از محمد در بدو تولد و مادرش آمنه که در حال نشان دادن وی به پدربزرگش عبدالمطلب و دیگر مکیان می‌باشد.

داستان‌های بسیاری در منابع اولیه در مورد محمد از دوران کودکی تا زمان اعلام پیامبری موجود است که از دیدگاه تاریخی، قابل اطمینان نیستند؛ زیرا تصویر محمد در این داستان‌ها بسیار متفاوت با چهره‌ای است که قرآن از محمد ارائه می‌دهد و این داستان‌ها از دیدگاه تاریخی بیش تر برای بررسی چگونگی تلقی مسلمانان از پیامبر خود اهمیت دارند.[۳]

پیش از تولد محمد، عبدالله، پدرش، درگذشت.[۲] عبدالله بازرگانی بود که گاه با پدرش عبدالمطلب در امور تجاری همکاری می‌کرد.[۲۳] پس از تولد، عبدالمطلب، پدر بزرگ محمد و بزرگ خاندان قریش، او را طبق عادت مرسوم، به دایه‌ای به نام حلیمه بنی سعد سپرد. او ۲ سال یا به روایتی ۵ سال[۲۴] در قبیله سعد بن بکر، شاخه‌ای از قبیله هوازن، نزد حلیمه بود (برخی از پژوهشگران غربی درستی ِ تاریخی سپرده شدن محمد به حلیمه را رد کرده‌اند).[۲۵] زمانی‌که آمنه، مادر محمد، به همراه محمد ۶ ساله و کنیزی به نام ام ایمن برای زیارت قبر شوهر و دیدار از خویشاوندانش راهی یثرب شد، در بازگشت در محلی به نام «ابواء» درگذشت.[۲۶] و به‌ناچار عبدالمطلب ۸۰ ساله، سرپرستی محمد را برعهده گرفت.[۲۷] هر چند محمد تحت سرپرستی عبدالمطلب (شخصی بانفوذ و رهبر مکه) قرار داشت؛ اما دوران یتیمی را با سختی‌های فراوان سپری کرد. یتیم بودن محمد از معدود موضوعات درباره زندگی محمد است که در قرآن بدان اشاره شده‌است:[۲۸] «آیا ما تو را یتیم نیافتیم؟».[پانویس ۶]

در ۸ سالگی محمد، عبدالمطلب نیز درگذشت و ابوطالب، عموی محمد (که در آن هنگام نفوذ زیادی در مکه داشت) سرپرستی محمد را برعهده گرفت.[۲۹][۲۷] محمد در ۱۲ سالگی همراه ابوطالب با کاروانی به شام سفر کرد. در منابع اسلامی مانند سیره ابن اسحاق و طبری نقل شده‌است که در این سفر با بحیرا سرجیوس (یک راهب مسیحی) دیدار کرد و بشارت پیامبریش را از وی شنید.[۳۰] بعدها محمد به شبانی(چوپانی) روی آورد. در این شغل او روزهای بسیاری را به تنهایی در بیابان قراریط به سر برد.[۳۱]

محمد در مکه [ویرایش]

نوشتار اصلی: محمد در مکه


 

پیش از اعلام پیامبری [ویرایش]

نویسنده : h123gh1374
تاریخ : چهارشنبه 02 آذر 1390
post

آخرالزمان

آخرالزمان عبارتی ست عربی به معنای "زمانهای بعد"(به فتح خ) و "پایان زمان"(به کسر خ)[نیازمند منبع]. برخی آخر الزمان را با قیامت یکی دانسته اند. اما آخرالزّمان در اصطلاح یعنی سالیان پایانی یک دوره از حیات بشری و سپس ظهور یک منجی موعود که انتظار او کشیده می‌شود تا تحولی همه جانبه در زندگی یک قوم یا تمام بشریت ایجاد کند و بشریت را وارد دوره جدیدی کند.[۱][۲][۳][۴]. آخر الزمان به این معنی در داستان‌های تخیلی و بازی‌های رایانه ای [۵] نیز استفاده شده‌است.

اعتقاد به منجی و آخرالزمان در فرهنگ همه ادیان بزرگ دنیا دیده می‌شود و درباره آن پیشگوئی هایی نیز کرده‌اند. .[۶] این اعتقاد در دین‌های ابراهیمی همچون بقیه ادیان و سنت های آسمانی از اهمیت و برجستگی ويژه ای برخوردار است. موضوع آخر الزمان بخشی از موضوعات اعتقادی این ادیان در مورد پایان این جهان و پیدایش جهان دیگر است.

محتویات

در دین یهود [ویرایش]

تصور آخر الزمان به معنی پایان دوره جهان وپیوستن آن به قیامت کبری در دین یهود از سده‌های دوم و سوم قبل از میلاد پیدا شده[نیازمند منبع]، پیش از این زمان بنی اسرائیل که خود را قوم برگزیده خداوند می‌دانستند[نیازمند منبع]، در انتظار روزی بودند که در آن وعده الهی تحقق یابد و خداوند قوم برگزیده خود را در سرزمین موعود مستقر، و دشمنان آن را نابود کند، و عدل و احسان خود را بر سراسر جهان بگستراند.[نیازمند منبع] [۷][نیازمند منبع] در دوره‌های بعد از حکومت داوود و سلیمان که این قوم از لحاظ دینی و اخلاقی گرفتار فساد و انحطاط شده و گرایش به شرک و الحاد در میان آنان شدت گرفته بود، غایت این آرزو و انتظار بازگشت قدرت و وحدت و خلوص دوران گذشته بود و انتظار زمانی می‌رفت که خداوند بار دیگر پیشوائی بفرستد و قوم را از تیره بختی نجات دهد.[نیازمند منبع]

در دین مسیح [ویرایش]

نظریاتی که درباره آخر الزمان در چهار انجیل آمده‌است یکسان نیست[نیازمند منبع]. ولی به طور کلی وقوع آخر الزمان به صورت‌های زیر بیان شده‌است:

  1. الیاس باید پیش از آمدن مسیح بیاید و ظهور وی وقوع داوری بزرگ را اعلام کند.[نیازمند منبع]
  2. بعد از مرگ مسیح و رستاخیز و صعود او، در هنگام رجعت او این واقعه محقق می‌گردد.[نیازمند منبع]
  3. رجعت عیسی و آغاز روز بزرگ و داوری نهائی، ناگهانی است وهیچ علامتی ندارد.[نیازمند منبع]
  4. حوادثی پیش از رجعت مسیح در جهان روی می‌دهد که از آن جمله جنگ‌ها و بلاهایی سخت و زلزله‌است.[نیازمند منبع]

در آیین زرتشت [ویرایش]

نوشتار اصلی: فرشگرد

در گاهان (گاتها) که سروده‌های خود زرتشت است و در آنها می‌توان عقاید وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشده‌است، اما چنین می‌نماید که در بندی از گاهان (یسن ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده می‌آید و راه نجات را می‌یابد، همچنین در گاهان چند بار به واژه سوشینت بر می‌خوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به صورت سوشیانس در آمده و منجی نهائی زرتشتی به شمار می‌آید. علاوه بر این‌ها در گاهان زردشت سخن از "داوری واپسین" برای درست کاران و بدکاران به میان می آید.در دین زرتشتی وقایع آخرالزمان را فرشگرد می‌گویند که به معنی بازسازی جهان است. در عقاید زرتشتی این پدیده به معنی پایان جهان نیست بلکه تسویه جهان از بدی و بازگشت به دوران پیش از آمیزش اهریمن است.در روز رستاخیز روان درگذشتگان از پل چینوت عبور کرده و در آن‌سوی توسط مهر, رشن و سروش اعمالشان سنجیده می‌شود.

در دین اسلام [ویرایش]

آخرالزمان در دیدگاه مسلمانان دوره نبوت پیامبر اسلام تا ظهور امام زمان است و شیعیان بخصوص دوران غیبت کبری را آخرالزمان می‌خوانند.[نیازمند منبع] [۸][۹][۱۰] اعتقادات مربوط به منجی آخرالزمان از مواردی ست که کمترین اختلافات بین مذاهب مختلف اسلامی در مورد آن وجود دارد.[۱۱]

دجال در روایات اهل تسنن [ویرایش]

قسمت عمده روایات در مورد دجال را «احمد حنبل»در کتاب «مسند»و «ترمذی»در «صحیح»خود و «ابن ماجه»در «سنن»و «مسلم» در «صحیح» و «ابن اثیر»در«نهایه»از عبدالله بن عمر و ابوسعیدحذری و جابر ابن عبدالله انصاری نقل کرده‌اند.

«صائد بن صید» که در زمان محمد می‌زیسته و محمد او را از مصادیق دجال معرفی کرده‌است و چون بعداً از خروج دجال در آخرالزمان نیز خبر داده بعضیها گمان کرده‌اند دجال موعود همان «صائد بن صید» است و در نتیجه به زنده ماندن و طول عمر او قائل شدند.

بعضی از نویسندگان اسلامی نیز با توجه به ریشه لغت «دجال» آن را منحصر به یک فرد بخصوص نمی‌دانند بلکه آن را عنوانی می‌دانند کلی برای افراد پر تزویر حیله گر و حقه باز که برای فریب مردم از هر وسیله‌ای استفاده می کنند. دجال شخصی است که حق را با باطل آمیخته و از حق برای راهبرد اهداف شیطانی خود استفاده می‌کند.

در مذهب شیعه [ویرایش]


اگرچه اعتقاد به منجی در دیدگاه شیعه از اهمیّت بالایی برخوردار است.[۱۲][۱۳] اما جزو کم اختلاف‌ترین مسائل با مذاهب دیگر است [۱۴] همچنین شیعیان معتقدند که دوازدهمین نواده پیامبر ظهور می‌کند و همراه با عیسی مسیح، دجال را نابود می‌کند.

منابع [ویرایش]

  1. مطابق انجیل عیسی مسیح قبل از ظهورش، توسط یهود منجی موعود شناخته می‌شد.[نیازمند منبع]
  2. مطابق حدیثی از امام رضا که در مجلس مامون عباسی در مناظرهٔ بین ایشان و علمای مسیح مطرح شده، پیامبر اسلام توسط مسیحیان قبل از ظهورش ستوده نامیده شده و پیامبر آخرالرمان خوانده شده که بعد از او پیامبری نخواهد آمد.[نیازمند منبع]
  3. در دین اسلام در حدیث از پیامبر اسلام دوران قبل از پایان غیبت آخر الزمان نامیده شده:مانند حدیث روبرو از کتاب مهدی موعود، علامه مجلسی، ترجمه علی دوانی، ص 1045:

    در کتاب جامع الاخبار از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده است که گفت : ...

    حدیث بزرگ تر از آن است که بتوان اینجا آورد. برای خواندنش اینجا کلیک کنید.
  4. در مذهب شیعه از دین اسلام امامان شیعه نیز در احادیثی این را مطرح کرده اند. مثلاً

    امام صادق(ع) طی روایتی به جزئیات علائم و مفاسدی که در آستانه انقلاب مهدی فراگیر جامعه بشری می گردد اشاره نموده اند که گویی این پیشگویی‌ها مربوط به همین قرن حاضر است: ...

    حدیث بزرگ تر از آن است که بتوان اینجا آورد. برای خواندنش اینجا کلیک کنید.
  5. در بازی رایانه‌ای سرزمین_مادریداستان با این جمله شروع می‌شود: this is the story of the end time. یعنی این داستان آخرالزمان است. در انتهای بازی آخرین جنگ خونین کهکشان تمام می‌شود و مجاری ارتباط پر سرعت به کل کهکشان کشف می‌شود
  6. مقاله‌ای کامل در مورد آخرالزمان در ادیان دیگر
  7. در قرآن در بسیاری از سوره‌ها در مورد این مقطع از تاریخ بنی اسرائیل سخن گفته شده. مثلاً بقره آیهٔ 49 و 50
  8. علامه حلی. نگاهی بر زندگی دوازده امام. ترجمهٔ محمد محمدی اشتهاردی
  9. ماهنامه موعود شماره ۲۹ الی ۴۱ راجع به حوادث دوران آخر الزمان
  10. دائره المعارف بزرگ اسلامی
  11. در ابتدای کتاب عصر ظهور نوشتهٔ علی الکورانی یک بخش مجزا در این مورد آمده
  12. آخرالزمان در مذهب شیعه
  13. علامه مجلسی یک جلد کامل از کتاب بحار الانوارش را به موضوع امامت اختصاص داده
  14. کتاب نجم الثاقب نوشتهٔ حاج میرزا حسن طبرسی نوری مرجع کاملی در مورد اختلاف آراء در میان فرق مختلف اسلامی در موضوع اعتقادات مربوط به ظهور و آخر الزّمان است. این کتاب همچنین به طور جدا در پایان هر مبحث در رد آراء دیگر و اثبات آراء شیعه شخن گفته. کم بودن موارد اختلافی بین فرق اسلامی موضوع مهمی ست که این کتاب به خوبی نشان داده.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : h123gh1374
تاریخ : سه‌شنبه 01 آذر 1390
post

مجوس

مجوس، معرب مغ.[۱] یونانی، ماگوس. لاتینی، مگوس. آرامی، مجوشا می‌باشد.[۲] معرب کلمه ٔ پارسی مگوش و مگو (پارسی باستان) که به یونانی ماگوس و به فارسی حالیه مغ گویند. به صورت مگو چندین بار در کتیبه‌های بیستون آمده و در اوستا به صورت مغو و در پهلوی مغ شده‌است. گروهی از ایرانیان قدیم که قائل به دومبداء نور و ظلمت و یزدان و اهرمن بوده‌اند و اینان پیش از ظهور زرتشت هم بوده‌اند و مجوس خوانده می‌شدند. در ادبیات عربی و فارسی به هر دو معنی استعمال شده اما از ملل و نحل شهرستانی چنین بر می‌آید که زرتشتی و مجوس را جدا دانسته و علمای اوایل اسلام نیز مجوس وزرتشتی را یکی نمی‌دانستند.[۳]

به انگلیسی ماگوس: ماگوس Magus، جمع ماگیMagi، عضو یک قبیله باستانی ایرانی که در فعالیتهای فرقه‌ای تخصص یافته بود. این نام شکل لاتین شده ماگویی Magoi(برای نمونه هرودوت Herodotus ۱:۱۰۱) می‌باشد که ترجمه یونانی از اصل ایرانیستی. کلمه جادو Magic از همین لغت استخراج شده[۴] اینکه آیا مغان از ابتدا پیروان زرتشت بوده و مبلغین او بوده باشند جای جدل است. در کتیبه سه زبانه بیستون که در آن داریوش کبیر پیروزی سریع و نهایی خود را بر مغ که بر علیه قدرت او شوریده بود شرح می‌دهد (۵۲۲ قبل از میلاد) چنین به نظر نمی‌رسد.[۵] در دایره المعارف اسلام اثر E.J. Brill به Madjus مراجعه شود.[۶] قاموس المحیط: مجوس؛ کصبور، رجل صغیر الاذنین[۷] به اسپانیایی Magos

Natal-Reis-Magos ناتال ریز ماگوس یا همان مجسمه شاهان مجوس در برزیل

 

 

ابهامات تعاریف مجوس در فرهنگ نامه ها [ویرایش]

در خصوص اینکه آیا مجوسان تابعان زرتشت هستند یا نه در میان لغت نامه نویسان اختلافات زیادی وجود دارد آناندراج[۸] قوم آتش پرست که از تابعان زرتشت اند و در منتخب گوید پرستندگان ماه و آفتاب و آتش (این زرتشتیان نیستند که پرستندگان آفتاب و آتشند). رساله معربات نوشته که مجوس منجگوش یعنی صغیرالاذن. چون واضع دین مجوس مرد خردگوش بود لذا چنین گفتند (خوب اگر چنین کسی دین مجوس را وضع کرده پس با دین زرتشت متفاوت است). ناظم الاطباء گوید: معرب موی گوش و یا سیخگوش که نام کسی بوده که در آیین زردشت بدعتها گذاشته و اکنون پیروان زرتشت را گویند(پس مجوس حداقل قبلا به چیز دیگری اطلاق میشده). در انسان کامل گفته که مجوس گروه آتش پرستان را گویند و در شرح مواقف آورده که مجوس فرقه‌ای از ثنویه‌اند که قائلند به فاعل خیر که او را یزدان خوانند و به فاعل شر که او را اهریمن نامند (به نظر می‌رسد این درک نادرستی از افکار زروانی مغان باشد). در ملل و نحل[۹] گفته‌است که مجوس طایفه‌ای بودند که کتاب آسمانی داشتند مردی آن کتاب را تحریف و تبدیل کرد چون یک شب بگذشت بامدادکتاب اصل را ناپدید یافتند و گویند کتاب به آسمان برده شد و از این رو آنان را اهل کتاب نتوان شناخت اما در شرح مواقف گفته مجوس اهل کتاب باشد. (از کشاف اصطلاحات الفنون). ایشان علما و دانشمندان قوم فارس بوده فلسفه و هیئت و علوم ریاضی و دیگر علوم را که در آن زمان معروف بود تعلیم می‌دادند (از قاموس کتاب مقدس) از ملل و نحل شهرستانی چنین بر می‌آید که زرتشتی و مجوس را جدا دانسته و علمای اوایل اسلام نیز مجوس وزرتشتی را یکی نمی‌دانستند (دهخدا). در دوران هخامنشی مجوسان مغان به یک رسته از روحانیان زرتشتی اطلاق می‌گردید که بدین لحاظ اختلاط واژ مغ با موبد (و طبقه روحانی) و از سوی دیگر یکی انگاری آیین مهر و زرتشتی پدید آمده. اینکه زرتشت پیامبر آیین مهر بوده که آموزه‌هایش در ادوار هخامنشی و بخصوص ساسانی به انحراف کشیده شد، یا اینکه زرتشت دین جدیدی را با آموزه‌های کنونی با خود آورد جای تحقیق دارد. (همچنین ببینید: مغ)

 

تفاوت مجوس (مغ) با زرتشتی [ویرایش]

منظور از مجوس (مغوس= مغ) پیروان آیین مهر یا میترا است که دین اقوام آریایی بوده و قدمت آن به پیش از زرتشت بازمی‌گردد. این نکته متاسفانه توسط کسانی که آشنایی کافی با این دو آیین نداشته‌اند معمولا مخلوط و مشتبه گردیده‌است. دکتر هاشم رضی مترجم وندیداد (اوستا) نوشته‌است: «آنچه که دَرَش، گمانی نیست، زرتشت در شرق ایران، - شمال‌شرقی- زاده شد و دین خود را ارایه کرد. جائی که زرتشت دین آورد، دین میترایی مورد ایمان و علاقهٔ مردم بود...[۱۰] میترائیسم یا مهرپرستی نام دین باستانی اقوام آریایی است که بنا بر اندیشه‌های زروانیسم خود هم نور و هم ظلمت را از قوای طبیعت و لازمه هستی می‌دانستند و بروز طبایع ایزد و اهریمن را در انسانها زاده جبر شرایط محیطی دانسته از این رو تلاش برای در ستیز انگاشتن این دو را همواره بسوی صلح سوق می‌دادند. اگر مجوس را تغییر شکل یافته کلمه مغ بدانیم، این کلمه سابقه بسیار طولانی دارد. در اوستا این کلمه یکبار به صورت موغو Moghu که همان مغ فارسی است[۳] آمده اما کلمات دیگری که از این ریشه‌است مکرراً در خود گاتها به کار رفته‌است از جمله کلمه مگ که در یسنای ۲۹، قطعه ۱۱ و ۱۶ و یسنای ۵۳، قطعه ۵۳ آمده‌است (پورداود).[۱۱] لفظ موغو در یسنای ۶۵ قطعه ۷ در جزو کلمه موغوتبیش Maghu – Tbish به معنی مغ آزار آمده‌است:[۱۲] آب از آن کسی که از ]میان ما[ بداندیش است مباد، آب از آن کسی که از ما بد گفتار است مباد، آب از آن کسی که از ما بدکردار است مباد، نه از آن بد دین، نه از آن دوست آزار، نه از آن مغ آزار، نه از آن هم برزن (همسایه) آزار، نه از آن خانواده آزار… (پورداود، ۲/۹۱). در تورات هم در کتاب ارمیا باب ۳۹، جمله ۳ چنین آمده: نبوکد نصر پادشاه بابل با تمامی لشکر خود به اورشلیم آمده و شهر را محاصره کرد، همراه او و از سروران وی یکی نَرجَل شر اَصَر رئیس مجوسان بود (کتاب مقدس، ۱۱۶۰). و در جمله ۱۳ همان باب گوید: ارمیا را نکشتند و چند تن از جمله رئیس مجوسان ]مغان؟[ را با او فرستادند. در قاموس کتاب مقدس ذیل کلمه مجوس آمده‌است: ایشان علما و دانشمندان قوم فارس بوده فلسفه و هیئت و علوم ریاضی را که در آن زمان معروف بود تعلیم می‌دادند و با پادشاه به میدان جنگ می‌رفتند و هر چند که علم ایشان بر قواعد صحیحه بنا نشده بود با وجود آن دانیال ایشان را به حکمت و دانشمندی توصیف می‌نماید (دانیال: ۱، ۲۰) و از برای ایشان نزد نبوکد نصر وساطت نمود (دانیال: ۲، ۲۴) و خود رئیس ایشان گردید[۱۳]

زرتشتیان کنونی خود از این باب که مغان مهرآیین پیش از زرتشت بوده‌اند و حتی رد پای آنها در کتب مذهبی آنان بخوبی دیده می‌شود کاملا آگاهند برای نمونه قسمتی از سخنان سرموبد گرتیر به نقل از امرداد بدین شرح است: نسک‌ها که نبشته مغان و موبدان سدها سال پس از زرتشت می‌باشند از نگاه یک زرتشتی اگر در راستای آموزه‌های اشو زرتشت باشند پذیرفته می‌باشند و اگر نباشند حتی اگر در اوستا باشند پذیرفته نمی‌باشند مانند قربانی جانوران که در گاثاها کنار گذاشته شده‌اند اما در بخش دیگر اوستا دوباره گنجانده شده‌اند که اگر خوب بنگرید رد پای مغان مهرایین و اناهیتایی را بروشنی می‌توان دید .[۱۴] جای تعجب است که وقتی خود زرتشتیان مغ را مهرایین و متفاوت از زرتشتی می‌دانند چرا کلمه مجوس که همان معرب مغ است توسط برخی به زرتشتیان منتسب گردیده.

به عقیده علی اصغر حکمت "آیین مغان که رواج فراوانی در دولت مادها داشت، گرچه با ظهور زردشت از رونق افتاد، اما برخی عقاید و سنن آنان به زردشتیان منتقل گشت، از قبیل احترام به عناصر اربعه آب، خاک، باد و به ویژه عنصر آتش . تجلیل مغان از آتش بیش از زردشتیان بوده‌است . برهمین اساس است که حافظ شیرازی از آتش درون، به یاددیر مغان می‌افتد نه آتشکده زردشت :

از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند

که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

اعتقاد به ثنویت و قدرت و تاثیرگذاری اهریمن، در آیین مغان بسیار شدیدتر ازعقایدی است که در دین ردشت به چشم می‌خورد . آفتاب پرستی و جادوگری نیز از ویژگی‌های آنها بوده است؛ تا جایی که مغان را به جادوگری می‌شناختند"[۱۵]

تاریخ مجوس (مغ) [ویرایش]

آرتور ایمانوئل کریستنسن (۱۸۷۵-۱۹۴۵) ـ ایران‌شناس دانمارکی،[۱۶] پژوهش خود را از گاهان (گاتها) کهن ترین متن دینی ایرانی آغاز می‌کند. اما پیش از ورود به این بحث به زمانی که کهن‌تر به نظر می‌افکند و مسئله‌ای را پیش می‌کشد که سرچشمه بسیاری از تحولات آتی در عرصه صف‌آرایی نمادهای نیک و بد در جامعه ایرانی است و آن اختلاف میان دو گروه از ایزدان قوم آریایی یعنی نیاکان مشترک ایرانیان و هندوان است. در یک سو ایزدانی صف آراسته‌اند که (دَئِوَه) نام داشتند و رزم‌جو بودند و در دیگر سو گروهی دیگر از ایزدان که (اَسَوره) خوانده می‌شدند. و از گونه‌ای نیروی معجزآسا و جادویی برخوردار بودند. اختلاف میان این دو گروه از ایزدان شاید بازتاب اعتقاد کهن هند و اروپایی باشد که به موجب آن پایگاه خسروی در جهان اهورایی با پایگاه زمینی صلابت رزمی متفاوت بوده‌است.

پس از یورش بزرگ مادها و پارس‌ها به ایران باختری دین ایرانی به تدریج از هیات ودایی خود جدا می‌شود (نگاه کنید به ودا). در خاور و باختر صف مزدا (فرزانه) به جای ورونه می‌نشیند و مهر مقام ارجمندی می‌یابد در حالی که ایندَره و ناستیه که در یشتها ناشناخته‌اند نزد مادها باقی می‌ماند اما از آنان به عنوان دیو سخن می‌رود کریستنسن در این بخش از نظر بنونیست مبنی بر زردشتی نبودن مادها و ایرانیان عصر داریوش و خشایارشا قاطعانه حمایت کرده‌است اما به قول او مغان مزداپرستی را به شیوه‌ای که پیروان زردشت در مشرق ایران عمل می‌کردند پذیرفتند و در پی این گرایش متون دینی این آیین را نیز از آن خود ساختند که به پیدایش وندیداد انجامید. اما واقعا چطور می‌توان تشخیص داد که آیا وندیداد نشانه تمایل یافتن مغان به تعالیم زرتشت است یا به عکس نشانه شروع انحراف زرتشتیان از تعالیم مغان؟

مجوس در قرآن [ویرایش]

در قرآن کریم لفظ مجوس فقط یک بار در آیه زیر آمده‌است: «ان الذین امنوا و الذین هادوا و الصابئین و ا لنصاری و المجوس و الذین اشرکو ان الله یفصل بینهم یوم القیامه» (حج، آیه ۱۷). تفسیر این آیه از قرآن دو گونه ارائه شده‌است. یک نوع تفسیر این است که در این آیه مردم به سه گروه تقسیم شده‌اند: ۱. مؤمنان ۲. اهل کتاب: یهود، نصاری، صائبان و مجوسان ۳. مشرکان، این سه فرقه با ذکر اسم موصول الذین از هم جدا شده‌اند ولی چهار گروه اهل کتاب با حرف وصل به هم پیوسته‌اند. بنابراین مجوس از مشرکان مجزا شده و در ردیف یهود و نصاری و صابئان قرار دارند.[۱۷] این که الذین اشرکوا در مقابل چهار مذهب آمده نشان می‌دهد که مذهب مجوس در اصل مذهب شرک نبوده، و در ردیف ادیان توحیدی قرار داشته‌است و اخذ جزیه از آنها دلیل بارز این مطلب است. به نوشته علامه طباطبایی این آیه دلالت و یا حداقل اشعار دارد بر این که مجوسیان اهل کتابند زیرا در این آیه و سایر آیاتی که صاحبان ادیان آسمانی را می‌شمارد در ردیف آنان و در مقابل مشرکین به شمار آمده‌اند.[۱۸]

در مقابل این برداشت، فخر رازی، طبری و نیشابوری حدیثی از قتاده ذکر می‌کنند که ادیان شش تاست یکی از آن خداوند پنج تا از آن شیطان. فخر رازی در تفسیر آیه بالا مجوس را از پیروان نبی واقعی ندانسته و پیرو متنبی[۱۹] می‌داند آنگاه حدیث قتاده را ذکر می‌کند.[۲۰] در تفسیر طبری ذیل آیه آمده‌است که مجوس خورشید و ماه و آتش را می‌پرستند آنگاه حدیث قتاده ادیان شش تاست پنج تای آن از آن شیطان است یکی از آن رحمان آورده‌است.[۲۱] در تفسیر نیشابوری هم ذیل تفسیر این آیه، حدیث ادیان شش تاست را از مقاتل ذکر کرده آنگاه می‌آورد که مؤمنین و یهود و نصارا، در اعتقاد به خدا و پیامبر مشترک هستند و در اعتراف به نبوت محمد از هم جدا می‌شوند و به آن اعتراف نمی‌کنند. صابئون از جهتی شبیه نصارا هستند و از جهتی خیر، و اما مجوس سخنشان از دو جنبه مضطرب است زیرا به ثنویت معتقد هستند و نبی حقیقی نداشته و پیامبرشان متنبی است.[۲۲] زمخشری هم در کشاف آورده که ادیان پنج تاست چهار تا از آن شیطان و یکی از رحمان. وی صابئون را از نصارا می‌داند.[۲۳] در تفسیر گازر هم همین معنی آمده‌است.[۲۴] در این تفاسیر، یعنی تفاسیر فخر رازی (د ۶۰۴)[۲۵]، طبری (د ۳۱۰)، نیشابوری (د ۷۳۰)، زمخشری (د ۵۳۸) و تفسیر گازر (د آخر قرن نهم) همان طور که دیدیم تصریح به صاحب کتاب بودن مجوس نشده جالب این جاست که این مفسرین ایرانی بودند و مسأله قومیت در اعتقاد آنها نقش نداشته‌است.

در تفاسیر شیعه چون تبیان شیخ طوسی (د ۴۶۰)[۲۶]، مجمع البیان و جوامع الجامع طبرسی (د ۵۴۸)،[۲۷] الصافی فیض (د ۱۰۹۱)[۲۸] و تفسیر شبر (د ۱۲۴۲ ق)[۲۹] از توضیح این آیه خودداری کرده ولی در جای دیگر مجوس را اهل کتاب دانسته‌اند. طوسی در تفسیر آیه جزیه[۳۰] و در کتاب تهذیب الاحکام[۳۱] مجوس را اهل کتاب دانسته‌است. طبرسی در مورد اهل کتاب نوشته «هم الیهود و النصاری و قال اصحابنا ان المجوس حکمهم حکم الیهود و النصاری».[۳۲] فیض دو حدیث نقل کرده که پیامبر مجوس را اهل کتاب دانسته‌اند (۲/۳۳۳)[۳۳] و در تفسیر شبر آمده: «الذین اوتوا الکتاب الیهود و النصاری و الحقوا بهم المجوس نبیا قتلوه و کتابا حرقوه».[۳۴] (برای دیدن شباهت موضوع مراجعه شود به مزدک).

علامه طباطبایی در چند جای تفسیر المیزان مجوسیان را اهل کتاب و قوم معروفی (مغان؟) دانسته که به زرتشت گرویدند. در بحث روایتی ایشان سؤالی که اشعث بن قیس از علی پرسید و جواب علی به او در مورد مجوسیان و اهل کتاب بودن آنها را آورده سپس اضافه می‌کند «اما این که مجوسیان اهل کتابند روایت دیگری نیز بر وقفش هست و در این روایات آمده که آنها پیغمبری داشتند و او را کشتند و کتابش را سوزاندند».[۳۵] مجددا در اینجا حدیث علی به طور بسیار متقنی می‌تواند به موضوع قیام مزدک اشاره داشته باشد که در حدود ۱۰۰ سال قبل از ظهور اسلام برای احیای تعالیم مهر بپا خواست و کتاب

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : h123gh1374
تاریخ : سه‌شنبه 01 آذر 1390
post

زرتشت

 
 
تصویری تخیلی از زرتشت

زَرتُشت یا زَردُشت پیامبر ایران باستان بود که مزدیسنا را بنیان گذاشت.[۱] وی همچنین سراینده گات‌ها، کهن‌ترین بخش اوستا می‌باشد.[۲] زرتشت را گاهی یک مصلح اجتماعی یا یک معلم اخلاق‌گرا نیز عنوان کرده‌اند. زمان و محل دقیق تولد وی مشخص نیست اما گمانه‌زنی‌ها و اسناد، زمانی بین ۶۰۰۰ تا ۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح را برای او پیش‌بینی کرده‌اند و وی را به مناطق مختلفی مانند ری، آذربایجان، خوارزم و سیستان نسبت داده‌اند.[۳] تعلمیات زرتشت بعدها با باورهای بومی ایرانیان ترکیب شد و آئین مزدیسنای کنونی که نزدیک به پنج قرن دین رسمی ایران نیز بوده‌است را پدید آورد. نام زرتشت در فهرست یکصد نفرهٔ انسان‌های تاثیرگذار تاریخ که توسط مایکل هارت تنظیم شده‌است قرار دارد.[۴] دین زرتشت امروزه حدود دویست هزار تن پیرو در ایران، هند و برخی نقاط دیگر جهان دارد.[۵]

محتویات

[ویرایش] ریشه و معنای نام

نام زرتشت بر اساس متون اوستایی زراثوشترا بوده‌است که نامی مرکب است. از «زَرَت» که ممکن است معنی زرد و زرین یا پیر داشته باشد و «اشترا» که برخی آن را شتر و برخی معنی آن را آسترا به معنی ستاره در نظر گرفته‌اند. دارندهٔ شتر زرد، دارندهٔ شتر پیر، دارندهٔ شتر با جرأت، درخشان و زرد مثل طلا، پسر ستاره،، ستارهٔ درخشان و روشنایی زرین معانی گوناگونی است که تا به‌حال محققان برای نام زرتشت ذکر کرده‌اند.[۶]

[ویرایش] زمان زندگانی زرتشت

نوشتار اصلی: زمان ظهور زرتشت


زمان ظهور زرتشت، با همهٔ پژوهش‌های دانشمندان قدیم و جدید، هنوز هم در پردهٔ ابهام است. دربارهٔ زمان زندگانی زرتشت آنقدر تحقیق و بحث و گفت‌و‌گو شده‌است که حتا اشاره به رئوس آن مطالب، کتاب بزرگی را فراهم می‌کند.[۷]

  • اودوکسوس کنیدوسی که هم زمان با افلاطون بوده‌است، زمان ظهور زرتشت را ۶۰۰۰ سال قبل از افلاطون می‌داند.[۸]
  • جامعهٔ زرتشتیان ایران زادروز زرتشت را ۶ فروردین و در سال ۱۷۶۸ پیش از میلاد [۹] و تاریخ درگذشت او ۵ دی ۱۶۹۱ پیش از میلاد [۱۰] تعیین کرده‌است. اما این باور که به تازگی متدوال شده و زرتشتیان هند [۱۱] آنرا به رسمیت نمی‌شناسند، فاقد منبع تاریخی است.
  • بیشتر پژوهشگران طرفدار تاریخ سنتی، زمان زرتشت را سده پنجم تا ششم پیش از میلاد در نظر گرفته‌اند.[۱۲] در کتاب بندهشن آمده‌است که زرتشت در سال ۲۵۸ سال پیش از انقراض شاهنشاهی هخامنشی به بعثت رسید. اما در ارداویرافنامه، بعثت زرتشت ۳۰۰ سال پیش از حمله اسکندر ذکر می‌شود و بنابراین، چون اسکندر ۳۳۰ پیش از میلاد به ایران حمله کرده‌است، تاریخ تولد زرتشت در حدود ۶۶۰ پیش از میلاد خواهد شد. همچنین بعضی از محققان دیگر از شباهت اسمی استفاده کرده، گشتاسپ پدر داریوش هخامنشی را با کی گشتاسپ شاه کیانی یکی دانسته‌اند، در نتیجه زمان زرتشت را حدود ۵ سده پیش از میلاد در نظر گرفته‌اند.[۱۳]
  • امروزه بیشتر دانشمندان بر آنند که زردشت بین ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد می‌زیسته‌است.[۱۴]

[ویرایش] خاستگاه زرتشت

نوشتار اصلی: خاستگاه زرتشت


خاستگاه زرتشت با آنکه در مورد محل تولد زرتشت تاکنون تحقیق گسترده‎ای صورت گرفته ولی هنوز نتیجهٔ قطعی به دست نیامده‌است. [۱۵] از گات‌ها که تنها مآخذ اساسی راجع به زندگی زرتشت است، هیچگونه اطلاع روشنی، خواه در باب مولد و خواه دربارهٔ محل دعوت و منطقهٔ عمل او، به دست نمی‌آید.[۱۶] در چندین قسمت از یشت‌ها در اوستا محل فعالیت دینی زرتشت ایرانویج ذکر شده‌است.[۱۷]

در منابع پهلوی و به دنبال آنها در کتاب‌های عربی و فارسی ایرانویج را با آذربایجان یکی شمرده‌اند. دانشمندان انتساب زردشت را به آذربایجان، به دلایل فراوان مردود می‌دانند که مهم‌ترین آنها دلایل زبانی است. زبان اوستایی یعنی زبان کتاب اوستا زبانی است متعلق به شرق ایران و در این کتاب هیچ نشانی از واژه‌هایی که اصل مادی یا فارسی باستان داشته باشد، دیده نمی‌شود. امروزه بیشتر دانشمندان ایران‌شناس ایرانویج را خوارزم به شمار آورده و زادگاه زردشت را آنجا دانسته‌اند.[۱۸][۱۹]

[ویرایش] تبار و خانواده زرتشت

مادر او دوغدو دختر فری‌هیم‌رَوا و پدر وی پوروش اسپ نام داشتند.[۲۰][۲۱][۲۲][۲۳] نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود.[۲۴] حاصل ازدواج پوروش اسپ و دوغدو پنج پسر بود که زرتشت سومین آن‌هاست.[۲۵]

زرتشت سه بار ازدواج کرده بود. نام زن نخست و دوم او ذکر نشده‌است، زن سوم او هووی نام داشته، هووی از خاندان هووگوه و بنابر روایات سنتی دختر فرشوشتر، وزیر کی گشتاسپ شاه کیانی بوده‌است.

زن نخست او پسری به نام ایست واستر و سه دختر به نام‌های فرینی و ثریتی و پوروچیستا داشت.[۲۶] زرتشت در گاتاها از ازدواج دختر سوم خود یاد می‌کند و روایات بعدی، شوهر او را جاماسب می‌نامد. از همسر دوم زرتشت، دو پسر به نام‌های اورْوْتَتْ‌نَرَه و هْوَرْچیثْزَه به دنیا آمده،[۲۷] و ظاهراً از زن سوم فرزندی نداشته‌است.[۲۸]

نخستین کسی که به زرتشت ایمان آورد، میدیو ماه بود، که فروردین یشت[۲۹] از او نام می‌برد. وی در روایات سنتی، پسرعموی زرتشت به شمار آمده‌است.[۳۰] [۳۱]

[ویرایش] زندگی زرتشت

گرچه در اوستای موجود جای جای اشاره‌های پراکنده‌ای به نام و خانواده و برخی حوادث زندگی زرتشت می‌شود ولی زندگینامهٔ او به طور منظم و پیوسته عرضه نمی‌گردد. شواهد موجود نشان می‌دهد که شرح زندگی زرتشت در سه نَسک (بخش) از ۲۱ نَسک اوستا به نام‌های سپند، چهرداد و وشتاسپ ساست آمده بوده‌است. اصل متن اوستایی و ترجمهٔ پهلوی این بخش‌ها در دست نیست اما خلاصهٔ مطالب آنها در کتاب هشتم دینکرد نقل شده‌است.[۳۲]

آگاهی‌های تاریخی و واقعی دربارهٔ زندگی زرتشت بسیار اندک است. آنچه در اوستا و در منابع پهلوی و فارسی آمده‌است، بیشتر جنبهٔ اساطیری دارد، گرچه در این مطالب نیز حقایقی می‌توان یافت. آنچه به یقین در مورد زندگی زرتشت از متون اوستایی بر می‍آید اینست زرتشت از کودکی تعلیمات روحانی دیده‌است زیرا در گات‌ها (یسن ۳۳، بند ۱) خود را زوتَر نامیده‌است و آن اصطلاحی است که در مورد دین مردی که دارای شرایط کامل روحانیت است، به کار می‌رود. در گات ها (یسن ۴۳) اشاره به دریافت وحی از او از سوی اهورامزدا شده‌است. زرتشت در تبلیغ دین خود با دشواری‌هایی روبرو بوده‌است. در سرودهای خویش (یسن ۴۶، بند ۲) از فقر و کمی تعداد حامیانش می‌گوید و از بدکاری پیشگویان و روحانیان هم وطن خود کوی‌ها و کرپن‌ها، گله و شکایت دارد و از بعضی دشمنان خود مانند بندوه و گرهمه (یسن ۴۹، بند ۱ و ۲) نام می‌برد. سرانجام بر آن می‌شود که از زادگاه خود دور شود و به سرزمین مجاور برود که فرمانروای آن کی گشتاسپ است. زرتشت در این سرزمین سرانجام با موفقیت روبرو می‌گردد. با گِرَوِش کی گشتاسپ به دین زرتشت، مخالفت‌های حکمرانان همجوار برانگیخته می‌شود. نام برخی از فرمانروایان مخالف زرتشت در آبان‌یشت (یشت ۵، بند ۱۰۹) آمده‌است که از میان آنان ارجاسب تورانی از همه نامورتر است. برحسب سنت زرتشت در سن ۷۷ سالگی کشته شد و قاتل او برادریش نام دارد.[۳۳]

[ویرایش] جایگاه گات‌ها، سخنان زرتشت، در اوستا

قدیم‌ترین و مقدس‌ترین قسمت اوستا کتاب دینی زرتشتیان، گات‌ها می‌باشد. از زمان‌های بسیار قدیم گات‌ها را سخنان و اشعار خود زرتشت می‌دانستند.[۳۴] اوستایی که اکنون در دست است تنها یک چهارم کتابی است که در دورهٔ ساسانیان وجود داشته‌است.[۳۵] اوستا در شکل کنونی خود شامل پنج بخش است. بخش‌های اوستا عبارتند از :

  • یسنا به معنی پرستش و نیایش است و مهمترین قسمت اوستاست. سخنان زرتشت موسوم به گات‌ها، در آن گنجانده شده‌است. کلاً شامل ۷۲ فصل یا هات است.[۳۶]
  • ویسپرد شباهت تامی به یسنا دارد و همراه آن در مراسم دینی خوانده‌می‌شود.[۳۷]
  • یشت‌ها از برای ستایش پروردگار و نیایش امشاسپندان و فرشتگان و ایزدان است. از نظر قدمت زبانی احتمالاً چند سده با عهد گات‌ها اختلاف زمانی دارد.[۳۸] [۳۹] یشت‌ها گروهی از متن‌های کهن هستند که از راه تلفیق در گنجینهٔ آیین زرتشتی گنجانده شده‌اند.[۴۰]
  • وندیداد به معنی قانون است. این بخش شامل بسیاری از قوانین مذهبی و احکام دینی زرتشتیان می‌شود. تألیف آن معمولاً به پس از دورهٔ هخامنشی نسبت داده‌می‌شود.[۴۱] زبان و سبک و انشاء وندادید با این فرض که همهٔ کتاب از دورهٔ اول اشکانی است، کاملاً سازگار است.[۴۲]
  • خرده‌اوستا به معنی اوستای کوچک است. برای شرح نماز، ادعیه، روزهای متبرک ماه و اعیاد مذهبی سال و سایر مراسم مثل سدره‌پوشی و کستی بستن کودکان، عروسی، سوکواری و غیره درست شده‌است. این قسمت از اوستا در زمان شاپور دوم شاه ساسانی بین سال‌های ۳۱۰ تا ۳۷۹ و توسط آذربد مهر اسپند تألیف شده‌است.[۴۳]

[ویرایش] اهمیت گات‌ها در شناخت آئین زرتشت

گات‌ها کهن‌ترین اثری است که از روزگاران پیشین برای ایران باقی مانده‌است و از حیث صرف و نحو و زبان و تعبیر و فکر با سایر قسمت‌های اوستا فرق دارد. قطعاتی که دلیل سخن‌گوئی خود زرتشت است، در گات‌ها بسیار دیده می‌شود. چنان که در شش تا از گات‌ها سراینده به عنوان اول شخص از خود یاد می‌کند.[۴۴] به دلیل تصرفاتی که به خصوص در دورهٔ ساسانی، در آئین زرتشت، کرده‌اند، گات‌ها منبع بسیار معتبری برای شناخت عقاید اصلی زرتشت به شمار می‌رود.[۴۵] فصل‌های یسنا، هات نامیده می‌شوند. کل گات‌ها ۱۷ هات است و شامل ۲۳۸ بند و ۸۹۶ بیت و ۵۵۶۰ کلمه است. گات‌ها منظوم است و از جهت وزن شعر و تعداد مصراع‌ها در هر بند، به ۵ بخش به شرح زیر تقسیم شده‌است.

به سبب وجود لغت‌های ناشناخته، پیچیدگی زبان شعر، مشکلات دستوری و از همه مهمتر مشکل عدم آشنایی صحیح با اندیشه‌های زرتشت نمی‌توان ادعا کرد که اشعار زرتشت بطور کامل توسط دانشمندان اوستاشناس درک شده‌است، با این همه، لطف و زیبایی آن دسته از سرودهایی که معنی آن روشن است، قابل انکار نیست.[۴۷]

[ویرایش] آئین زرتشت از ورای گات‌ها

آنچه از واژه ها و جملات گات ها بر می‌آید نشان دهندهٔ اینست که زرتشت بر ضد گروه پرودگاران آریایی یعنی آن مذهبی که ایرانیان در پرستیدن قوای طبیعت با هندوان شرکت داشتند، می‌باشد.[۴۸]

[ویرایش] یکتاپرستی

در گات‌ها اهورامزدا خدای یگانه است که جسم یا مرکب نبوده و مینوی پاک است.[۴۹] جلوه‌های خاص خدا امشاسپندان هستند.[۵۰] تقریباً دویست بار در گات‌ها به کلمهٔ مزدا یا ترکیب از این واژه بر می‌خوریم. زرتشت جز از اهورامزدا خدای دیگری نمی‌شناسد. زرتشت از گروه پروردگاران پیشین رو گردان است. تمام عظمت و جبروت مختص اهورامزدا ست. اوست آفرینندهٔ یکتا و خداوند توانا. در گات‌ها (هات ۴۴) زرتشت با یک زبان شاعرانه در توحید و اقتدار خداوند گوید:

از تو می‌پرسم ای اهورامزدا کیست پدر راستی؟ کیست نخستین کسی که راه سیر خورشید و ستاره بنمود؟ از کیست که ماه گهی تهی است و گهی پر؟ کیست که به باد و ابر تندروی آموخت؟ کیست آفرینندهٔ روشنایی سودبخش و تاریکی؟ که خواب و بیداری آورد؟ کیست که بامداد و نیمروز و شب قرار داد و دینداران را به ادای فریضه گماشت؟ کیست آفرینندهٔ فرشتهٔ مهر و محبت؟ کیست که از روی دانش و خرد احترام پدر در دل پسر نهاد.[۵۱]

پس از این پرسش‌ها زرتشت خود در پاسخ گوید:

من می‌کوشم ای اهورامزدا تو را که به توسط خرد مقدس، آفریدگار کلی، به درستی بشناسم.[۵۲]

[ویرایش] دوگانگی خرد انسان

در گات‌ها از منازعات اهورامزدا و اهریمن و جنگ و ستیز دائمی مابین این دو که مایهٔ آنهمه بحث و مجادله گردید هیچ سخنی نرفته‌است. زرتشت اهورامزدا را سرچشمهٔ آفرینش می‌داند و در مقابل او، آفریدگار و یا فاعل شری وجود ندارد. انگره مینو و یا خرد خبیث که بعدها به مرور ایام تبدیل به اهریمن گردید و زشتی‌های جهان از قبلِ اوست در مقابل اهورامزدا نیست بلکه در مقابل سپنت مینو یا خرد مقدس است.[۵۳] در گات‌ها هات ۳۰ قطعهٔ سوم آمده‌است.

آن دو گوهر همزادی که در آغاز در عالم تصور ظهور نمودند یکی از آنان نیکی است در اندیشه و گفتار و کردار و دیگری بدی (در اندیشه و گفتار و کردار) از میان این دو مرد دانا باید نیک را برگزیند نه زشت را.[۵۴]

همچنین در گات‌ها هات ۴۵ قطعهٔ دوم آمده‌است.

من می‌خواهم سخن بدارم از آن دو گوهری که در آغاز زندگانی وجود داشتند، از آن چه آن (گوهر) خرد مقدس سپنت مینو، به آن (گوهر) خرد خبیث انگره مینو گفت، اندیشه، آموزش، خرد، آرزو، گفتار، کردار، زندگانی و روان ما با هم، یگانه و یکسان نیست.[۵۵]

زرتشت مسئلهٔ نیکی و بدی را از دیدگاه فلسفی بدین صورت بیان می‌کند که خلقت جهان توسط خداوند انجام می‌یابد اما دو مینوی یا دو اصل وجود دارند که از خواص ذهن آدمی هستند. او می‌گوید این دو بنیاد زادهٔ اندیشهٔ آدمی هستند و هریک بر اندیشه و گفتار و کردار انسان اثرگذار هستند.[۵۶] این دو گوهر در سرشت آدمی وجود دارند و قضاوت دربارهٔ خوب و بد از این دو گوهر غیرمادی سرچشمه می‌گیرد. این ثنویت و دوگانگی در اخلاق و منش آدمی در مذاهب و مکتب‌های فلسفی دیگر نیز وجود دارند، مانند نفس اعلی و نفس اماره، نفس انسانی و نفس بهیمی و همچنین نام‌های دیگر.[۵۷]

[ویرایش] اختیار انسان

در مقابل این دو قوه تکلیف انسان در دنیا چیست؟ زرتشت در گات‌ها در هات ۳۰ گوید «مرد دانا باید خود برابر گزیند.»[۵۸] آدمی به موجب سرودهای زرتشت آزاد است و اختیار گزینش دارد. زرتشت در در گات‌ها در هات ۳۰ قطعه ۲ می‌گوید

به سخنان مهین گوش فرا دهید. با اندیشهٔ روشن به آن بنگرید میان این دو آئین (دروغ و راستی) خود تمیز دهید. پیش از آنکه روز واپسین فرا رسد، هر کسی به شخصه دین خود اختیار کند. بشود که در سرانجام کامروا گردیم.[۵۹]

[ویرایش] ارج‌گذاری زندگی در این جهان

زرتشت به زندگانی دنیوی بی‌اعتنا نیست و درویشی در آن راهی ندارد. زرتشت رسالت خود را فقط مذهبی و معنوی نمی‌داند و در ترقی امور اقتصادی و بهبود زندگانی مادی نیز کوشاست. بخصوص زرتشت به آباد کردن زمین و کشاورزی اهمیت زیادی داده‌است. زرتشت در سخنان خویش خطاب به کشاورزان می‌گوید که کشور خداپرست کی گشتاسپ باید از نیروی آنان برتری به هم‌رساند و سرمشق دیگران گردد. در هات ۳۴ گات‌ها بند ۱۴ آمده‌است

آری ای مزدا از پاداش گران‌بهای تو در همین جهان کسی بهره‌مند شود که در کار و کوشش است.[۶۰]

[ویرایش]
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : h123gh1374
تاریخ : سه‌شنبه 01 آذر 1390
post

یهودیت

 
Judaica.jpg
 

یهودیت (به عبری: יהדות، Yahedut) یکی از قدیمی‌ترین ادیان بشر است که به اعتقاد پیروانش توسط فرزندان ابراهیم از طرف خداوند آورده شده‌است. پیروان آن عموماً فرزندان قوم بنی اسرائیل هستند.[۱] این دین نخستین دین ابراهیمی و نیز توسط بسیاری، نخستین دین یکتاپرست به شمار می‌رود.[۲][۳] همچنین یهودیت کانون بیشتر متون و سنت‌های ادیان ابراهیمی می‌باشد و تاریخ، اصول و اخلاق آن بر ادیان مسیحیت، اسلام، بهاییت و بسیاری از مذاهب دیگر تاثیر به‌سزایی گذاشته‌است. پیروان یهودیت چه نو کیشان و چه افرادی که از نژاد یهود هستند یهودی خطاب می‌شوند.

دین یهودیت دارای تاریخ پیوسته‌ای بیش از ۳۳ قرن می‌باشد. یِهود (יְהוּדָה)، واژه‌ای عبری است، به معنای ستوده و صفتی اکتسابیست که به ساکن یهودیه، قسمتی از سرزمین اسراییل که سبط یهودا بر آن زندگی می‌کردند، داده می‌شود، ولی همچنین برخی معتقدند در گذشته همه بنی اسرائیل را نیز به این نام خوانده‌اند.[۴] در ایران از عنوان «جهود» و «کلیمی» یعنی پیرو موسی کلیم الله نیز برای نامیدن یهودیان استفاده می‌شود. پیروان یهودیت در بسیاری از کشورهای جهان ساکن هستند. جمعیت یهودیان جهان ۱۴ میلیون نفر، معادل۰٫۲۲٪ جمعیت جهان می‌باشد.[۵] ولی بعضی آمارها پیروان یهودیت را تا ۲۵ میلیون تخمین می‌زنند[۶]، حدود۵٫۴ میلیون نفر ساکن اسرائیل و۶٬۴۴۴٬۰۰۰ ساکن ایالات متحده آمریکا و مابقی در اروپا، اقیانوسیه، قاره آمریکا و آفریقا ساکنند. بسیاری از قوانین مدنی و اصول و اخلاق اندیشه‌های سکولار غرب از جنبه‌ها و دیدگاه‌های یهودیت که مبنای مسیحیت بوده‌است منشاییت می‌گیرند. یهودیان بیش از ۲۷۰۰ سال در ایران زیسته‌اند و اکنون حدود ۲۵٬۰۰۰ نفر از آنان، ساکن ایران هستند.[۷]

محتویات

اعتقادات

بخش از مجموعه
Leningrad Codex Carpet page e.jpg        Decalogue parchment by Jekuthiel Sofer 1768.jpg        Menora Titus.jpg
یهودیت
رده:یهودیت
یهود · یهودیت · اسباط
ارتودوکس · محافظه‌کار · اصلاح‌طلب
هریدی · حسیدی · ارتودوکس مدرن
فلسفه یهودی
اصول دین · منیان · کابالا
قوانین نوح · خدا · آخرت · مسیح در یهودیت
قوم برگزیده · هولوکاست · هلاخا · کشتروت· ده فرمان
صنیوت · صدکه · اخلاق · جنبش مسار
متون دینی
تورات · تنخ · تلمود · میدراش · توسفتا
آثار حاخامی · هاگادا · میشنا· باریتا
تور · شولحان عاروخ ·
حماش · سیدور · زوهار ·
شهرهای مقدس
اورشلیم · صفد · حبرون · تیبریاس
شخصیت‌های مهم
ابراهیم · اسحق · یعقوب
ساره · ربه‌کا · راحیل · لیه
موسی · دبوره · روت · داوود · سلیمان
الیاس · هیلل · شمای · یهودا هناسی
سعادیا گائون · راشی · اسحاق الفاسی · ابن عزرا · توسفتانویسان
یوسف آلبو · یوسف قارو · آشر بن یهیئل
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : h123gh1374
تاریخ : پنج‌شنبه 26 آبان 1390
post

مسیحیت

 
سلسله مقالات درباره
مسیحیت
StJohnsAshfield StainedGlass GoodShepherd Face.jpg
 
عیسی مسیح
تولد از باکره · مصلوب شدن · رستاخیز
اساس و بنیان
کلیسا · عهد جدید
حواریون · ملکوت خدا · انجیل · گاه‌نگاری
کتاب مقدس
عهد قدیم · عهد جدید
کتاب‌ها · کتاب‌های تصویب شده · اپوکریفا
الاهیات مسیحی
تثلیث · (پدر · پسر · روح القدس)
تاریخچه · الاهیات · دفاع
تاریخچه و سنت‌ها
صدر · شوراها · عقاید · دعوت
انشقاق بزرگ · جنگ های صلیبی · اصلاحات پروتستانی
شعب
کاتولیک · ارتدوکس · پروتستان
فرقه‌ها
اپوس دئی · انجمن عیسی · شاهدان یهوه
موضوعاتی در مسیحیت
دعا
ارتباط با دین های دیگر · جنبش‌ها
موسیقی · آداب · تقویم
نمادها · هنر · نقد

آیین مسیحیت یک آیین یکتاپرستانه[۱] است که بر آموزه‌ها و سخنان عیسی ناصری (مسیح) استوار گشته‌است. آموزه‌هایی چون تثلیث، مرگ مسیح به عنوان کفارهٔ گناهان، تعمید آب و روح القدس از باورهای بنیادین این آیین هستند. مسیحیت با داشتن ۲٫۲ میلیارد پیرو[۲] بزرگترین دین جهان از دید شمار پیروان است.

محتویات

پیشینه مسیحیت اولیه

شالوده مسیحی به قرن یکم میلادی و یهودیت بر می‌گردد[۳] که توسط عیسی ناصری (مسیح) پایه‌گذاری شد. مسیحیت اولیه به سه دوران عیسی و رسالت (Jesus and Apostolic period) پدران اولیهٔ کلیسا (Apostolic Fathers period) و دفاعیات (Apology) تقسیم می‌شود.[۴] این سه دوره بازهٔ زمانی ۴۰۰ ساله‌ای در بر می‌گیرند که از سال ۳۰ میلادی به عنوان شروع خدمت مسیح آغاز شده و در اواخر قرن ۴ میلادی به پایان می‌رسد.[۵]

عیسی و دوران رسولی

نوشتار اصلی: عیسی

این دوره ۷۰ سال نخستین قرن اول میلادی را در بر می‌گیرد که خدمت عیسی از سال ۳۰ میلادی در آن گنجانده شده‌است. پس از به‌صلیب کشیده‌شدن عیسی در سال ۳۳ میلادی توسط پنطیوس پیلاطس[۶] حواریون وی از جملهٔ پطرس، پولس و یوحنا به بشارت و گسترش این دین پرداختند. از جمله آثاری که در این دوره به‌نگارش در آمده‌اند اناجیل متی، مرقس، لوقا و یوحنا و رسالات حواریون هستند که در دوران دفاعیات مسیحی (۱۵۰ - ۴۰۰ میلادی) به صورت یک مجموعه و با عنوان عهد جدید گردآوری شدند. این مجموعه با نام انجیل نیز شناخته می‌شود.

دوران پدران اولیه کلیسا

پدر کلیسای اولیه بیشتر افرادی به شمار می‌آیند که در دوران پیامبری زیسته و پس از مرگ رسولان (حواریون) رسیدگی و رهبری کلیسا را بر عهده گرفته‌اند. این پدران شامل قدیس کلمنت که به عنوان پلی میان دوران رسولی و پدران اولیه کلیسا محسوب می‌گردد، شهید ایگناتویس (اواسط قرن ۱ - اوایل قرن ۲ م.) اسقف انتاکیه و شاگر یوحنای حواری، پلیکارپ شهید (۶۹-۱۵۵ م.) شاگرد یوحنای رسول به همراه کشیش هرماس هستند. قدیمیترین اثر از این دوران رسالهٔ اول کلمنت است. همچنین هفت رسالهٔ ایگناتیوس، رسالهٔ پلیکاپ به فیلیپیان، رساله دوم کلمنت و رسالهٔ کشیش هرماس از دیگر آثار این دوره هستند.

تاریخ‌شمار ابتدای مسیحیت

  • ۳۳ میلادی

در این سال عیسی مسیح از سوی مقامات رومی که آموزه‌های او را تهدیدی علیه خود می‌پنداشتند، مورد محاکمه قرار گرفت و مصلوب گردید.

  • ۳۷ میلادی

پولس اهل تارسوس (از شهرهای یونان قدیم)، با دیدن صحنه‌ای در جادهٔ دمشق، به دین مسیحیت می‌گرود و مأموریت خود را برای تبلیغ و مسیحی کردن غیر یهودیان، آغاز می‌کند.

  • ۴۲ میلادی

شمعون ملقب به پطرس (از حواریون مسیح) که برای قرن‌های متمادی به عنوان اولین پاپ، مقام او را جشن می‌گیرند، نخستین جامعهٔ مسیحی را در رم بنیانگذاری می‌کند.

  • ۶۴ میلادی

مسیحیان به خاطر آتش سوزی شهر رم مورد اتهام قرار گرفتند. امپراتور نرون طی تلاشی برای بدست آوردن مجدد محبوبیت خود، آنان را مورد شکنجه و آزار قرار می‌دهد. پطرس قدیس (سنت پیتر) در این زمان کشته می‌شود.

  • ۷۰ میلادی

رومیان اورشلیم (بیت المقدس) را پس از شورش یهودیان بر علیه حکومت آنان، شدیداً تخریب می‌کنند. بسیاری از یهودیان از اورشلیم اخراج می‌شوند. مسیحیان در این شورش علیه رومیان شرکت نمی‌کنند. رم به مرکز حرکت‌های رو به رشد مسیحی تبدیل می‌شود.

  • ۳۰۱میلادی

تیرداد یکی از پادشاهان ارمنستان، در سال ۳۰۱ میلادی دین مسیحیت را در سرزمین ارمنستان رسمی و آزاد اعلام می‌کند و این در حدود ۱۲ سال زودتر از رسمی‌شدن دین مسیحیت در امپراتوری روم است.[۷]

  • ۳۰۴ میلادی

جوامع مسیحی در اطراف مدیترانه به صورت گروه‌هایی جمع شده و از آنجا تا بریتانیا و درهٔ نیل در مصر، رفتند.

  • ۳۱۳ میلادی

به سبب پشتیبانی امپراتور کنستانتین، مسیحیت خیلی سریع به قویترین مذهب در امپراتوری روم تبدیل شد.

  • ۳۲۵ میلادی

اولین گردهمایی رهبران کلیسای مسیحیت برای تبیین عقاید مسیحیت و سازماندهی جامعهٔ مسیحیت در نیقیه تشکیل شد. اعتقاد نامهٔ حواریون با اعتقاد نامهٔ نیقیه (مجموعه‌ای از باورهای پایه‌ای اعتقادی مسی

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : h123gh1374
تاریخ : پنج‌شنبه 26 آبان 1390
post

<script> //*   start of  h123gh137.loxblog.com logo1* </script>
<center><a href="http://www.h123gh1374.loxblog.com" target=_blank><img src="http://upload/h/h123gh1374/image/thumbnailCA5K9J6S.jpglogo1.gif" style="-webkit-user-select: none"></a></center>

<script> //*   end of h123gh137.loxblog.comlogo1* </script>

محب اهلبیت مارا با قرار دادن لوگوی حمایتی دریاری رساندن امام زمان همراهی نمایید

نحوه قرار دادن  کد ابتدا وارد ویرایش قالب شده وبعد کدا را در هر قسمتی که میخواهید بچسبانید


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : h123gh1374
تاریخ : پنج‌شنبه 26 آبان 1390


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران