عکسی زیبا


 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : h123gh1374
تاریخ : جمعه 06 آبان 1390
post

 

 

 

 

 

مرحوم صدوق به سند خود از نعمان بن سعد روایت کرده که گفت: امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه‎السلام فرمود:
سَیُقتَلُ رَجُلٌ مِن وُلِدی بِاَرض خُراسان بِالسَّمَّ ظُلماً اِسمُهُ اِسمِی وَ اِسمٌ اَبیهِ اِسمٌ اِبن عمران مُوسی اِلا فَمَن زارَةٌ فِی غُربَتهِ غَفَراللهُ ذُنوبَهٌ ما تقدّم منها و ما تَاَخَّر و لو کانَت مثل عَدَدِ النُّجومِ و قطر الامطار وَ وَرَقِ الاشجار

به زودی مردی از فرزندان من در سرزمین خراسان از روی ستم و جور به زهر کشته می‎شود، اسم او اسم من، و اسم پدرش اسم موسی بن عمران است بدانید هر کس او را در غربتش زیارت کند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می‎آمرزد و لو این که به تعداد ستارگان و قطرات باران و برگ درختان باشد.

منبع:عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص 9- 3
58

سوم شعبان سال 4 هجري دومين سبط وريحانه‌ي رسول اكرم (ص) و سومين پيشوا و امام معصوم و پنجمين چهره‌ي درخشان آل عبا حضرت ابا عبدالله الحسين در خانه علي و فاطمه (س) متولد شد و جهان از ولادت آن حضرت روشن و منور گشت.
حضرت امام حسين(ع) در آغوش پيامبر بزرگ اسلام (ص) به مدت 7 سال تربيت يافت و درباره امام حسين(ع) پيامبر مكرر فرموده است: خدايا من حسين را دوست مي دارم پس دوست بدار كسي كه او را دوست مي دارد و در جاي ديگر مقام آن حضرت را به قدري بالا برده است كه مي فرمايد:
حسين مني و انا من حسين، حسين از من است و من از حسينم، و پيامبر امام حسين را احياء كننده شريعت خود و نگه دارنده‌ي قرآن و مكتب خود مي داند و اين مقام را بدست نياورد جزء با پاسداري خالصانه‌ي حضرتش از اسلام و قرآن و نثار خون پاك و مقدسش در احياي دين جدش رسول الله (ص)، درود خدا بر او و اهل بيتش باد.
امام حسين (ع) جلوه اوصاف پيامبران است وجود مبارك امام حسين (ع) كه در آيينه‌ي قرآن و در عرصه گاه وجود پيامبر اسلام و در صفحه‌ي روشن بصيرت و بينش خود همه پيامبران را با ارزش هاي وجودي آنان مي ديد سرا پا عاشق آنان شد و در دنياي باطنش همراه و همراز آنان گشت و از ارزشهاي وجود آنان به شدت رنگ گرفت تا جايي كه وارث آنان شد.
هنگامي كه مي گوييم حسين وارث پيامبران است به اين معنا نيست كه آن حضرت از آن بزرگواران ارث مادي برده است بلكه به اين معنا است كه آن جلوه‌گاه حقيقت همه‌ي ارزشهاي الهي و معنوي آنان را به ارث برده است.
پربارترين و سنگين ترين ارثي كه از پيامبران براي پس از خودشان باقي ماند ارزش هاي الهي و انساني و فرهنگ ثمر بخش و پاكشان بود كه هر انساني با نشان دادن لياقت و شايستگي و از طريق حسب و نسب معنوي مي توانست از آن بزرگواران ارث ببرد و در ميان همه سهم ارث بري امام حسين (ع) به خاطر بستگي روحي به آنان، سهم فوق العاده اي بود.
امام حسين (ع) از حضرت آدم (ع) مقام خلافت، مقام علم همه‌ي اسماء، مقام هدايت و مقام كرامت را به ارث برد و از حضرت نوح مقام تبليغ و صبر و استقامت و دلسوزي و مهرورزي به بندگان خدا و از حضرت ابراهيم مقام دوستي و دعا و تسليم و امامت و از حضرت موسي مقام پايداري و مبارزه سخت بر ضد ستمگران و از حضرت عيسي مقام معنوي و باطني و از پيامبر اسلام همه‌ي ارزش هاي الهي و از امير المومنين علي (ع) همه‌ي حقايق را به‌ميراث برد و از طريق اين ارث بري و همنشيني باطني به جايي رسيد كه در زيارت وارث به آن حضرت خطاب مي شود.
 « اشهد انك الامام البر التقي الرضي الزكي الهادي المهدي »
گواهي مي دهم كه تو يقينا پيشوا، نيكوكار، اهل رضايت از حق، و پاك و پاكيزه، هدايت كننده، هدايت شده اي
شناسنامه ی امام حسین (ع)
نام: حسین(ع)    کنیه: ابا عبدالله و ابو الائمه و ابوالمساکین و....    لقب:سید الشهداء(ع)    نام پدر:علی(ع)    نام مادر:فاطمه (ع)    تاریخ تولد:سوم ماه شعبان سال چهارم ه.ق    محل تولد:مدینه طیبه    تاریخ شهادت:روز جمعه دهم ماه
محرم سال شصت ویک ه.ق    محل شهادت: کربلای معلی(گودال قتلگاه)    نام قاتل:شمربن ذی الجوشن   مدت امامت:یازده سال و یازده ماه و سه روز   مدت عمر:پنجاه و هفت سال و هفت ماه وهفت روز
در فهرست اسامي فرزندان امام حسين(ع) در كتب تاريخ و مقاتل، نام دو دختر15 و يا سه دختر16 به نام‌هاي سكينه، فاطمه و زينب، به ثبت رسيده است و نامي از دختري به نام فاطمه صغري موجود نيست و به اتفاق همه مورخان و مقتل‌نويسان، امام حسين(ع) هنگام حركت از مدينه به سوي مكه، تمام فرزندان خود، فرزندان امام حسن(ع) و اهل‌بيت خود را، به جز محمد بن‌حنفيه، به همراه داشتند
بسياري از مورّخان بر اين باورند كه امام حسين(ع) دو پسر به نام «علي» داشته‌ است كه به «علي‌اكبر» و «علي‌اصغر» معروف بودند.
برخي نيز از سه فرزند به نام‎هاي «علي‌اكبر»، «علي‌اوسط» و «علي‌اصغر»ياد كرده‎اند.19 اما اين كه امام سجاد(ع) و علي ‌بن الحسين شهيد جوان ـ كدام يك از اين‎ها مي‎باشند، سه نظريه وجود دارد:
الف ـ امام سجاد(ع) علي‌اصغر و شهيد جوان كربلا علي‌اكبر بوده است؛20
ب ـ عكس نظريه اول، يعني امام سجاد(ع) علي‌اكبر بوده و شهيد كربلا علي اصغر؛21
ج ـ شهيد كربلا علي‌اكبر، امام سجاد(ع) علي‌اوسط و فرزند خردسالي از امام حسين(ع) علي اصغر بوده‎اند

اما درباره تاريخ ازدواج امام حسين(ع) با مادران آن دو، هيچ مطلب مستندي نداريم. نام مادر جوان شهيد كربلا «ليلي دختر ابي‌مرة بن ‌عروه بن‌ مسعود الثقفيه» مي‌باشد25 و برخي نامش را «آمنه» گفته‌اند.26 درباره سن ايشان نيز بسياري متعرض آن نشده‌اند و برخي كه آن را بيان كردند، تاريخ‌هاي متفاوتي گفته‌اند: 18 ساله، 25 ساله، (27) 12 ساله، (28) 17 ساله،(29) و تولد در دوران حكمراني عثمان.30 از اين رو تاريخ دقيقي به دست نمي‎دهد.
در پايان شيخ مفيد كه از علماي برجسته‎ي شيعي و مورد اعتماد مي‎باشد، امام سجاد(ع) را علي اكبر و شهيد كربلا را علي اصغر معرفي كرده است

 

بزرگداشت جهانی مقام حضرت علی اصغر (علیه السلام )
همایش شیرخوار گان حسینی
در بین یاران حضرت سید الشهداء (ع) در عاشورا افراد مختلفی حضور داشتند که از هر جهت حجت برای تمامی ابناء بشر تمام کرده اند ؛ از بزرگان و اشراف گرفته تا غلامان و خدمتگزاران ؛ سفید پوست و سیاه پوست ؛ قاری قرآن و شاعر ؛ کسانی که در اسلام و پیروی از پیامبر اکرم (ص) سابقه ای طولانی داشتند و کسانی که در همان صبح عاشوراء به سید الشهداء پیوسته اند ؛ پیرمرد کهنسال و جوان هیجده ساله و طفل شش ماهه  ....
آری در بین یاران ابر مرد عرصه آزاگی طفلی شیرخواره نیز حضوری چشمگیر دارد. او کسی نیست جز طفل شش ماهه ی حضرت  ابا عبد الله الحسین (ع) حضرت علی اصغر سـلام الله علیه .
در هیچ مسلک و آینی و در هیچ غزوه و جنگی در طول تاریخ طفلی شش ماهه مرد جنگی و نظامی محسوب نمی شود. اگر بزرگان عرصه ی نظامی دنیا جمع شوند و بخواهند از امام حسین و یارانش در عاشورا فقط یک تخلف نظامی بگیرند قطعا نخواهند توانست. با اینکه بارها می توانستند از راه های که دشمنانشان استفاده کنند ایشان هم بهره برده و به أنان ضربه بزنند اما چون با انسانیت و حریت سازگاری نداشت , چنین نکردند ؛ اما مگر بچه ای شیرخوار چه گناهی کرده بود ؟! آن هم بچه که از فرط تشنگی به حالت تلظی در آمده بود.
بعد از واقعه ی عاشورا و بعد از آنکه مختار ثقفی رضوان الله تعالی علیه به خون خواهی حضرت سید الشهداء (ع) قیام کرد برای امام سجاد زین العابدین (ع) خبر آوردند که: مختار قیام کرد و کسانی را که به پدرتان و یارانش ظلم کرده اند , به سزای اعمالشان می رساند. حضرت سؤال کردند: "از حرمله چه خبر؟" از ایشان پرسیدند: آقا , در میان دشمنان شما این همه افراد حضور داشتند , چطور است که شما سراغ حرمله را می گیـری ؟ حضرت فرمودند: آخر شما نمی دانید این "حرمله" با ما چه کرد؟! آن زمان که پدرم حسین (ع) برادر شیرخواره ام علی اصغر را روی دست گرفته بود و به سوی لشگر دشمن آمده و می فرمود:"اما ترونه کیف یتلظی عطشا ؟!" آیا نمی بینید این بچه ی کوچک از فرط تشنگی و عطش چگونه تلظی می کند؟! یعنی مانند ماهی که از آب بیرون افتاده و مدتی هم گذشته است و نای حرکت کردن ندارد  فقط لب های کوچکش را حرکت می دهد. در این حالت حتی اگر آب هم به او برسانند دیگر زنده نمی ماند . امام حسین (ع) می فرمود قطره ی آب به علی اصغر بدهید تا لا اقل با لب تشنه از دنیا نرود.

 یک ذره به من ز شیئی کمیاب دهید             داروی کمی به طفل بی تاب دهید

با من سر جنگتان اگر می باشد                        او را ببرید وجرعه ای آب دهید

 امام سجاد (ع) می فرمایند : پدرم در حین گفتن این سخنان بود که حرمله تیری که سه شعبه داشت را بر گلوی نازک برادر شیرخواره ام رها کرد و گوش تا گوش علی اصغر پاره شد.

 به راستی بـأی ذنب قتلت ؟

به کدامین گناه کشته شد؟

 و چه زیبا جیحون یزدی در رثای بزرگ مرد کوچک عاشورا سروده است که :-

 ای حرم کعبه است ز حلقه به گوشان           وی دل دانای تو زبان خموشان       

با تو که گفت از حسین چشم بپوشان        خاصه در آن دم که اهل بیت خروشان

 

                                  نزدش با اصغر آمدند معجل

 

گفتند این طفل کو چو بحر بجوشد        نیست چو ما کز عطش به صبر بکوشد

اشک پبا شد چنانکه خاک بپوشد               لب بخراشد چنانکه جان بخروشد

 

                                جز به کفی آب عقده اش نشود حل

 هی به فغان خود ز گهواره پراند                مادر او هم زبان طفل نداند
نه بودش شیر تا به لب برساند                نه بودش آب تا به رخ بفشاند
مانده به تسکین قلب اوست معطل
گاهی ناخن زند به سینه مادر            گاهی به جان شود به دامن خواهر
باری , از ما گذشته چاره ی اصغر                یا بنشانش شرار آه  چو آذر
 یا ببرش همرهت به جانب مقتل
شه ز حرم خانه اش ربود و روان شد      پیر خرد هم عنان بخت جوان  شد
زین پدر و زین پسر به لرزه جهان شد      آمد  و آورد و هر طرف نگران شد
با به که سازد حقوق خویش مدلل؟
گفت که ای قوم , روح پیکرم است این      ثانی حیدر , علی اصغرم است این
آن همه اصغر بدند , اکبرام است این           حجت کبرای روز محشرم است این
رحمی کنش , حال بر فناس محول
او که بدین کودکی گناه ندارد                یا که سر رزم این سپاه ندارد
بلکه بس افسرده اس آه ندارد                جای دهید آنکه را پناه ندارد
پیش کز ایزد برید کیفر اکمل
تا که از آن قوم از سعادت محروم              حرمله اش تیر کینه راند به حلقوم
حلق و را خست وجست بر شه مظلوم     وز شه مظلوم آن سه شعبه مسموم
رد شد و سر زد به قلب احمد مرسل
او طفل است , اما بزرگ است. دستهای او کوچک است اما بزرگان آرزو و امید دارند که او با همان دستهای کوچک , دست آنان را بگیرد.
اکنون افتخار داریم که اولین جمعه ی ماه محرم الحرام هر سال را که روز جهانی حضرت علی اصغر(ع) نامگذاری شده است در برپایی مجالسی شکوهمند به نامی نام این طفل شیرخواره ی ابا عبد الله الحسین(ع) در سرتاسر دنیا کوشا باشیم.
از تمامی مادران دلسوخته ی اهل بیت (ع) دعوت می نمائیم که با فرزاندان  شیرخواره ی خود به یاد طفل شش ماهه ی ابا عبد الله الحسین (ع) در این مجالس شرکت نموده و فرزندان خود را بیمه ی حضرت علی اصغر (ع) نمایند. در طول این سالها  چه بسیار مادران عزیزی که با شرکت در این مراسم و با پوشاندن لباس نمادین حضرت علی اصغر (ع) به کودکان خود حاجات بسیاری را از دستان کوچک بزرگ مرد کوچک عاشورا گرفته اند.
نویسنده : حجه الاسلام استاد سید جعفر غضنفری خوانساری 
 شهر مقدس قم : (نویسنده وشاعر اهل بیت "ع")
هنگامی که حرمله بن کاهل اسدی کوفی , تیر را در چله کمان گذاشت تا به سوی گلوی کودک شیرخوار امام حسین (ع) پرتاب کند , نمی دانست که با این پرتاب (تیر) خود کدامین جگر را متلاشی وکدامین دل را خونین می کند . به خدا سوگند که این تیر قبل از آن که به گلوی حضرت علی اصغر (ع) اصابت کند , شمعی از خاندان خاتم الانبیاء وحبیب پروردگار جهانیان , محمد مصطفی (ص) را به خاموشی کشاند و از دیدگاه پیامبر رحمت  , قطرهء اشکی فرو چکید که به اندازه تمام اشک های اسمان وزمین بود.
این تیر (تیر حرمله) , در واقع هشدار صریحی بود به کشتار کودک ومعصومیت وزیبایی در پهنه ی گیتی , اینک ذو الجناح اسب امام حسین (ع) که مطابق روایات اسب پیغمبر عظیم الشأن اسلام هم بوده است , با علی اصغر فرزند شیر خوار  امام حسین (ع) , در آسمان هفتم (مکانی فرضی است) گفت و گو  می کند:
جانم به فدایت ای علی اصغر حسین , بر من ببخشا اگر در آن لحظه ی هولناک نتوانستم کاری برایت بکنم , چرا که دو امام به سنگینی آسمان وزمین بر پشتم نشسته بودند . زمانی که آن تیر نا مبارک بر گلوی شریف تو اصابت کرد وخون پاک تو در مشت امام حسین (ع) (که مطابق فرمایش پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) : "حسین منی و انا من حسین است"(تو از من ومن از توأم) ریخت وبیش از آنکه سر مبارک خود را به سوی آسمان بلند کند , فرشتگان فرود آمدند و خون پاک تو را می بوسیدند وسوزناک و درد آور می گریستند تا جایی که اشک هایشان داشت دنیا را غرقه می ساخت . این جا بود که دریافتم خداوند هم می گرید (اما از طریق فرشتگانش) !!! ویک قطره از خون پاک تو بر پشت من فرو چکید ... زمین پاک وپاکیزه تر شد و با اشک های فرشتگان آمیخت .... پس بگو این کدامین کمراست که می تواند سبط رسول خدا .... و خون فرزند رسول الله(ص) ... واشک های فرشتگان الهی را برتابد؟!!!
جانم به فدایت ای فرزند رسول خدا , هنگامی که روح پاک تو از پیکرت پرکشید , دیدم دل ابا عبد الله الحسین (ع) خونین ودرد آلود شده ...
این رنج از هر سو مرا احاطه کرده و دیدگانم را فرو پوشانده است ....
دیگر نمی توانم راه خود را تشخیص دهم ... وامام حسین (ع) را می بینم که مبهوت , یک نگاهش به تیری است که رگ های کودک شیرخوارش را دریده و او را کشته و نگاه دیگرش به مادری که در خیمه منتظر است , تا بچه اش سیراب گردد..
فدایت شوم ... به خدا سوگند اگر کوه ها را بر پشتم حمل کرده بودم , هر آینه بر من هموارتر بود از تحمل مصیبت ابا عبد الله (ع) و تو و عمویت ابو الفضل العباس (ع) پرچمدار وعلمدار کربلا , و داغ برادرت , شبیه ترین مردم به رسول خدا محمد (ص) , حضرت علی اکبر (ع) واهل بیت و اصحاب گرامی او ....
جانم به فدایت .... بنی امیه از این کردار زشت خود شرم نکردن , بلکه این خود شیوه ای شد تا بدان , در این هزار وچند صد ساله , خود را از دست پیروان وعاشقان تان برانند وشب های پر از هرزگی خود را با سرهای بریده کودکانشان زیست بخشند.
چرا که این سیه دلان نمی توانند منظره بوسه باران گل های شبنم ها را ببینند.
آری , بی گمان دیدن این صحنه ملکوتی برای کسانی که عادت دارند خون کودکان شیرخوار را بریزند , نا گواراست .
آنچه در عراق امروز رخ می دهد , بهترین نمونه بر سیه کاری وستمگری تبار حرمله و شمر و یزید است ... و همیشه در هر برهه از زمان , یزیدی هست که پرچم ظلم را به یزید دیگری بسپارد ...
اما محبان وعاشقان شما هرگز عقب نمی نشینند واین اعمال بزدلانه وستم کارانه , آن ها را نمی ترساند.
علاقمندان ودوستدران وشیفتگان شما تصمیم گرفته اند که قدم در این راه دشوار بگذارند که خدا و پیامبر و امیر مؤمنان علی بن ابی طالب (ع) راه ها را برایشان ترسیم کرده اند .
در این راستا اینک دوستداران وعاشقان شما نخستین جمعه ی ماه محرم الحرام هر سال را به عنوان : "روز جهانی حضرت علی اصغر (س)" تعیین کرده اند ... وبزرگداشتی ومحفلی برای آن مقام شامخ شیرخواره ی حسین در سرتاسر جهان برگزار می کنند .... پس ای سرور ومولای ما , اینان را از هر گزندی مصون بدار , گام هایشان را در کارهای خیر و راه و صراط مستقیم استوار فرما .
آمین  یا رب العالمین

 

سالها گفتیم ما از کربلا ، از شهید عشق و میدان بلا

از غمش بر سینه و بر سر زدیم ، بوسه بر گهواره اصغر زدیم

 باز هم گفتیم : مظلوما ، حسین ! بی کس و بی بال و پر ، تنها حسین !

 او ولی اینگونه در آنجا نبود ، با خدایش بود ، او تنها نبود

 بود سیمرغی ، نه سیمرغ خیال ، داشت آن سیمرغ هفتاد و دو بال

 کربلا پیچیده مثل راز بود ، بهترین ، غمگین ترین آواز بود

 ما نفهمیدیم عمق راز را ، معنی زیباترین آواز را !

 کربلا محدود شد بر سر زدن ، گل به سر مالیدن و پرپر زدن

 تشنه لب گفتیم و هی خوردیم آب ، گریه کردن شد برای ما ثواب

 کربلا یعنی دو نیرو خوب و بد ، یک طرف ایمان و یک سو دیو و دد

 یک طرف علم و خدا و روشنی ، یک طرف جهل و سیاهی ، دشمنی

 کربلا یعنی که فردا باز هم ، این حقیقت هست و این آواز هم

 باز فردا کربلاها می رسد ، عشق می آید ، بلاها می رسد !

 بعد از آن هم کربلا تکرار شد ، کربلاها در زمین بسیار شد

 گرچه نامش بود نام دیگری ، نام دیگر داشت هر خون پیکری

 باز هم از جغدهای خشمگین ، ریخت فوجی از کبوتر بر زمین

 ما فقط در نینوا جا مانده ایم ، غافل از این کربلاها مانده ایم . . .

 

 

شیعیان در سر هواى نینوا دارد حسین

خون دل با كاروان كربلا دارد حسین

از حریم كعبه و جدش به اشكى شست دست

مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور جدش مصطفى است

ورنه این بى حرمتى ها كى روا دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت مى كند

عزّت و آزادگى بین تا كجا دارد حسین

دشمنش هم آب مى بندد به روى شاه دین

داورى بین با چه قوم بى حیا دارد حسین

دشمنانش بى امان و دوستانش بى وفا

با كدامین سركند مشكل دوتا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند

تا به جایى كه كفن از بوریا دارد حسین

اشك خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

كاندرین گوشه عزاى بى ریا دارد حسین

 

سالها سیلاب

خشک شد تا که لب تو آبروی آب رفت

در عزایت روشنی از چهره مهتاب رفت

رفتی و دیدند بی تو از چشمانمان

آب نه خون،اشک هم نه،سالها سیلاب رفت

در مسیر عشق

سوی دشت کربلا

چون که بگذشتم از کنار تنگه مرصاد

چشم های خسته ام را

لحظه ای بستم و چون بستم

بدیدم ناگهان

صد هزاران

یا شهید کربلا

صد هزاران عاشق دیوانه را

که به تن

تن پوش خاکی داشتند

و به سر سربند عشق

عشق زهرا

عشق فرزندش حسین

سوی من می آمدند

 


گرد و خاک خستگی

خستگی از زندگی

بر تمام صورت زیبایشان بنشسته بود

پایشان زخمی دستشان خونی لبالب تشنه لب

سوی من می آمدند کربلا

با خجالت

سر به زیر انداختم من

ناگهان آمد صدایی

از گلوی صد هزاران

پر طنین و پر صلابت

گفت بر من

ای مسافر ای مسافر

با تو هستم

ای که هستی راهی رود فرات

ای که هستی راهی قبر حسین

سر بلند کن

عاشقانش را ببین

زخم هامان را ببین

تشنگیمان را ببین

جسم های بی سر ما را ببین

ای مسافر

ای که هستی راهی قبر حسین

سر به بالا آور و ما را ببین

بر لبان خشکمان

لبخند شادی را ببین

چون به عشق فتح باب عشق

جان را باختیم

ما همه شادیم اینک

شاد و سرمستیم اینک

چون که راه عشق را 

سیل خون ما 

بگشوده است

راه عشقی را که اکنون

تو مسافر گشته ای

ای مسافر

ای که هستی زائر قبر حسین

ما تمنا میکنیم

از تو خواهش میکنیم

کوله پشتی هایمان بردار با خود حمل کن

در کنار قبر مولامان ز ما هم یاد کن

 

           محسن سیداسماعیلی

                  هنر مردان خدا

ان روز حسین یک صدا زینب بود

ایینه ی غیرت خدا زینب بود

زینب زینب زینب زینب زینب

ان روز تمام کربلا زینب بود


هرچند کلاس درس او یک واحه ست

راهی که به انجا نرسد بیراهه ست

پیران همه طفل مکتب او هستند

این پیر طریقتی که خود شش ماهه ست

در پیش تو  عشق مشق غیرت می کرد

غیرت به شجاعتت حسادت می کرد

ان روز خدا به کربلا امده بود

با دست بریده ی تو بیعت می کرد


عمری است اگر چه پیش رویت خجلم

با عشق تو امیخته است اب و گلم

هر چند شبی دراز دارم در پیش

پیش قمر تو سخت قرص است دلم


شد قطع دو دست نازنینت عباس

جز عشق مگر چه بود دینت عباس؟

در یاوری عشق برون امده بود

دستان خدا از استینت عباس

 

قیام مقدس و پرشكوه امام حسین(ع)ریشه در انحراف هاى بـنیادى و اساسى در جـامعه اسلامى داشت. این انحراف ها زائیده انحراف حكومت اسلامى از مسیر اصلى خود از سقیفه به بـعد بـود. كه پس از شهادت على(ع)كلا بـه دست سلسله سفیانى و حزب ضد اسلامى اموى افتاد. بـه گواهى اسناد تاریخى, سران این حزب هیچ اعتقادى بـه اسلام و اصول آن نداشتند(1). و ظهور اسلام و به قدرت رسیدن پیامبر اسلام(ص)را, جلوه اى از پیروزى تـیره بـنى هاشم بـر تـیره بـنى امیه, در جریان كشمكش قبیلگى در درون طایفه بـزرگ قریش مى دانستند(2). و بـا یك حـركت خـزنده, بـه تـدریج در پـوشش اسـلام بـه مناصب كلیدى دسـت یافتند. و سرانجـام از سال چهلم هجـرى, حكومت اسلامى و سرنوشت و مقدرات امت اسلامى به دست این حزب افتاد و پس از بیست سال حكومت معاویه, و بـه دنبـال مرگ وى, پـسرش یزید بـه قدرت رسید كه اوج انحراف بـنیادى, و جلوه اى آشكار از ظهور ((جاهلیت نو)) در پوشش ظاهرى اسلام بود(3).امام حـسـین(ع)نمى تـوانسـت در بـرابـر چـنین فاجـعه اى سكوت كند و احساس وظیفه مى كرد كه در بـرابـر این وضع, اعتـراض و مخالفت كند. سخنان, نامه ها و سایر اسنادى كه از امام حسین(ع)به دسـت ما رسـیده, بـه روشنى گویاى این مطلب اسـت. این اسناد بـیانگر آن است كه از نظر امام, پـیشوا و رهبـر مسلمانان شـرائط و ویژگى هایى دارد كه امویان فـاقـد آنها بـودند و اسـاس انحراف ها و گمراهیها این بود كه عناصر فاسد و غیر لایق, تكیه بر مسند خلافت اسلامى و جایگاه والاى پـیامبـر زده بـودند و حاكمیت و زمامدارى آنها, آثار و نتائج بـسیار تلخ و ویرانگرى بـه دنبـال آورده بود. چـند نمونه از تـأكیدهاى امام در این بـاره یادآورى مى شـود:
ویژگى هاى پیشواى مسلمانان:
۱- در نخستین روزهایى كه امام حسین(ع)در مدینه, بـراى بـیعت جهت یزید, در فشار بود, در پاسخ ولید كه پیشنهاد بیعت بـا یزید را مطرح كرد, فـرمود: اینك كه مسـلمانان بـه فـرمانروایى مانند یزید گرفتار شده اند, باید فاتحه اسلام را خواند(4).
2 - امام ضمن پاسخ نامه هاى كوفیان, نوشت:
... امام و پیشواى مسلمانان كسـى اسـت كه بـه كتـاب خـدا عمل نموده راه قسط و عدل را در پـیش گیرد و از حـق پـیروى كرده بـا تمام وجود خویش مطیع فرمان خدا باشد(5).
3 - امام حـسـین(ع)هنگام عزیمت بـه سـوى عراق در منزلى بـنام ((بیضه)) خطاب به ((حر)) خطبه اى ایراد كرد و طى آن انگیزه قیام خود را چنین شرح داد:
((مردم! پـیامبـر خدا(ص)فرمود: هر مسلمانى بـا حكومت ستـمگرى مواجـه گردد كه حـرام خدا را حـلال شمرده و پـیمان الهى را درهم مى شكند, بـا سنت و قانون پـیامبـر از در مخالفت درآمده در میان بـندگان خـدا راه گناه و معصـیت و تـجـاوزگرى و دشـمنى در پـیش مى گیرد, ولى او در مقابـل چنین حكومتى, بـا عمل و یا بـا گفتار اظهار مخالفت نكند, بـرخـداوند است كه آن فرد(ساكت)را بـه كیفر همان ستمگر(آتش جهنم)محكوم سازد.
مردم! آگاه باشید اینان(بنى امیه)اطاعت خدا را ترك و پیروى از شیطان را بـر خود فرض نموده اند, فساد را تـرویج و حدود الهى را تعطیل نموده فى را(كه مخصوص بـه خـاندان پـیامبـر است)بـه خـود اختصاص داده اند و من بـه هدایت و رهبـرى جامعه مسلمانان و قیام بـر ضد این همه فساد و مفسدین كه دین جدم را تغییر داده اند, از دیگران شایسته ترم ...)) (6).
حاكمیت بـنى امیه كه امام در این سخنان بـه گوشه هایى از آثـار سوء آن اشاره نموده, در شوون مختـلف جامعه اسلامى اثر گذاشتـه و فساد و آلودگى و گمراهى را گستـرده و عمومى ساخـتـه بـود. امام حسین(ع)در موارد متعددى انگشت روى این عواقب سوء گذاشتـه و بـه مردم هشـدار داده اسـت كـه بـه چـند نمـونه آن اشـاره مـى شـود:
محو سنتها و رواج بدعتها
آن حـضرت پـس از ورود بـه مكه, نامه اى بـه سران قبـائل بـصره فرستاد و طى آن چنین نوشت:
((...اینك پیك خود را بـا این نامه بـه سوى شما مى فرستم, شما را به كتاب خدا و سنت پیامبـر دعوت مى كنم, زیرا در شرائطى قرار گرفته ایم كه سنت پیامبر به كلى از بین رفته و بـدعتها زنده شده است, اگر سخـن مرا بـشنوید, شما را بـه راه راسـت هدایت خـواهم كرد...)) (7). دیگر به حق عمل نمى شود.
حسین بـن على(ع)در راه عراق در منزلى بـه نام ((ذى حـسم)) در میان یاران خود بـه پـا خـاست و خـطبـه اى بـدین شرح ایراد نمود:
پـیشامدها همین است كه مى بـینید, جـدا اوضاع زمان دگرگون شده زشتیها آشكار و نیكیها و فضیلتها از محیط ما رخت بر بسته است و از فضیلتها جز اندكى مانند قطرات تـه مانده ظرف آب بـاقى نمانده است. مردم در زندگى پست و ذلتبارى به سر مى بـرند و صحنه زندگى, همچون چراگاهى سنگلاخ, و كم علف, به جایگاه سخت و دشوارى تبـدیل شده است.
آیا نمى بینید كه دیگر بـه حق عمل نمى شود, و از بـاطل خوددارى نمى شود؟! در چـنین وضعى جـا دارد كه شخص بـا ایمان(از جـان خود گذشتـه)مشتـاق دیدار پـروردگار بـاشد. در چنین محیط ذلتـبـار و آلوده اى, مرگ را جـز سعادت; و زندگى بـا ستـمگران را جـز رنج و آزردگى و ملال نمى دانم...)) (8).
مسخ هویت دینى مردم
حاكمیت زمامداران اموى و اجراى سیاست هاى ضد اسلامى توسط آنان, هویت دینى مردم را مسخ كرده ارزشهاى معنوى را در جامعه از بـین برده بود. امام در دنباله سخنان خود در منزل ((ذى حسم)) فرمود:
((...مردم بندگان دنیایند, دین بـه صورت ظاهرى و در حد حرف و سخن در زبـانشان مطرح مى شود, تا زمانى كه معاش و زندگى مادیشان رونق دارد, در اطراف دین گـرد مىآیند, اما زمانى كـه بـا بـلا و گرفتارى آزمایش شوند, دینداران در اقلیت هستند.
پیام جاوید قیام امام حسین(ع)
پیام قیام با شكوه سیدالشهداء(ع)منحصر به آن زمان نیست, بلكه این پـیام پـیامى جاوید و ابـدى است و فراتـر از محدوده زمان و مكان است, هرجا و در هر جامعه اى كه به حق عمل نشود, و از بـاطل خوددارى نشود, بدعتها زنده, و سنتها نابـود شود, هرجا كه احكام خدا تغییر و تحریف یابد و حاكمان و زمامداران بـا زور و ستمگرى بـا مردم رفتـار كنند, در هر جـامعـه اى كه ویژگى هاى جـاهلیت را داشته باشد آن جامعه, جامعه اى یزیدى بـوده, و مبـارزه و مخالفت بـا مفاسد و آلودگى ها و آمران و عاملان آنها, كارى حـسینى خواهد بود.
پاورقیها:
1 - سـیدعـلیخـان مدنى, الدرجـات الرفیعـه, ص 243, ابـن ابـى الحدید, شرح نهج البلاغه, ج8, ص 257 - مسعودى, مروج الذهب, ج3, ص 454 ضمن شرح حال ماءمون عباسى.
2 - ابن ابى الحدید, همان كتاب, ج9, ص 53(خطبه 139) و نیز ج2, ص 44 - 45 - ابن عبـدالبـر, الاستیعاب فى معرفه الاصحاب(در حاشیه الاصابه)ج4, ص 87.
- این حركت از اواخر خلافت خلیفه دوم آغاز گردید كه معاویه از طرف وى به حكمرانى شام منصوب شد و مدت پنج سال در این سمت باقى بـود و در تـمام مدت خلافت عثـمان نیز(12 سال) در این منصب ابـقا گردید و از همـان سـالـها رویاى خـلافـت آینده خـود را مـى دید و پایه هاى آن را مى ریخت و در اواخـر خـلافت عثـمان, در واقع وى در مدینه خلیفه تشریفاتى بود و تصمیم گیرنده اصلى, حاكم مقتدر شام بود.
3 - نگاه كنید به: امام حسین(ع) و جـاهلیت نو, جـواد سلیمانى, قم, انتشارات یمین.
4 - سید بن طاووس, اللهوف فى قتلى الطفوف, ص 11.
5 - طبرى, تاریخ الامـم والـمـلـوك, ج6, ص 196 - شـیخ مـفـید, الارشاد, ص 204.
6 - طبرى, همان كتاب, ص 229 - ابـن اثیر, الكامل فى التاریخ, ج4, ص 48.
7 - طبرى, همان كتاب, ص 200.
8 - حسن بـن على بـن شعبـه, تحف العقول, ص 245 - طبـرى, همان كتاب, ص 239


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : h123gh1374
تاریخ : جمعه 06 آبان 1390
نکته وپند هایی از حضرت آیت الله بهجت




گفتارهایی از مرتضی آقا تهرانی
محبّت از امور جایگزین ناپذیر است. چند وقت پیش یك نامه‌ای را دریافت كردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می‌خورم به دختر خاله ام كه می‌بینم پدرش او را می‌بوسد. دوستش دارد، محبّتش می‌كند. امّا دریغ از یك بوسه‌ای كه بابای ما به ما داشته باشد.

رسیدگی به همسر و فرزندان:

یكی از توصیه‌هایی كه حضرت آیت الله بهجت (اعلی الله مقامه) داشتند این بود كه می‌فرمودند: به خانه كه می‌رسید كتاب‌ها را بگذارید پشت در ولی مواظب باشید که ندزدند! یعنی طوری نشود كه وقتی به خانه می‌روید، تازه بخواهید چیزی بنویسید و کتابی بخوانید و بند كتاب و كامپیوتر و ... بشوید؛ اشتباه است، دیگر الآن باید یك وقتی را بگذارید برای زن و فرزند و اهل خانه.

تنظیم برنامه:

عمرتان را به سه 8 ساعت تقسیم کنید: 8 ساعت كار و تلاش؛ كه كار و تلاش ماها درس‌خوندن و درس دادن است. در هر حال، 8 ساعت بیرون درست كارکردن است. 8 ساعت هم برای خواب و استراحت؛ و 8 ساعت هم برای لذت‌‌های حلال، تفكر و عبادت، كارهای شخصی و...
روزی حضرت ایشان برنامه بنده را تقریر كرده و فرمودند: "شما سحر از خانه می‌آیی بیرون و به نماز و حرم می‌روی، و برمی‌گردی خانه و صبحانه می خوری و بعد سر درس و كار تا ظهر؛ ظهر هم نماز ‌خوانده و برمی‌گردی منزل ناهار را می‌خوری؛ اگر وقت خواب باشد نیم‌ساعت هم می‌خوابی، بعد دو مرتبه می‌روی بیرون سركار و درس تا غروب،‌ غروب هم نماز را می‌خوانی." تازه بعدش ما می‌رفتیم كتابخانه و گاهی اوقات درس‌های فوق‌العاده می‌رفتیم،‌ حدود ساعت 10 به خانه برمی‌گشتیم.

آیت الله بهجت (ره) می‌فرمودند كه "برای چی وقتی می‌آیی خانه و زن و بچّه می‌آیند دور و برتان، تازه كتاب باز می‌كنید و می‌گویید می‌خواهم این‌ها را كه صبح تا حالا خواندم مطالعه كنم؟ چون فردا می‌خواهم آن درس را مباحثه كنم؟ باید طوری برنامه‌ریزی كنید كه وقت زن و بچّه ضایع نشود و به آن ها هم برسید. اهل خانواده هم حقوقی دارند. بالأخره زن و بچه و حتّی خود آدم نیازهایی دارد که اگر لذّت‌های حلال نباشد همان عبادتش هم با نشاط نیست، درس خواندنش هم نشاط چندانی ندارد."

معمولاً امثال ماها كمتر به این امر توجه می‌كنیم، زن و بچّه را رها می‌كنیم به حال خودشان، و خودمان را مدیون این‌ها می‌كنیم. نباید غافل شد از این كه اگر پول کمتر باشد،‌ زندگی می گذرد؛ ولی زن، دختر و پسر آدم، كمبود محبّت را از کجا جبران کنند؟ در خانه چه کسی را باید بزند و بگوید محبّت می‌خواهم؟ اگر مابه موقع و اندازه به زن و فرزندان محبّت ابراز نداریم، باید عوارض پس از آن را پذیرا باشیم. پول و امور مادی را می توان از خویشان، صندوق و یا کسی قرض گرفت، امّا محبّت را هیچ کس جز مرد و زن نسبت به فرزندان و مرد نسبت به همسر نمی تواند جبران کند. پس باید آدم مواظب باشد كه حق همسر و فرزندانش بخاطر این كه چیزی را کسب و یا جبران كند، ضایع نسازد. محبّت از امور جایگزین ناپذیر است. چند وقت پیش یك نامه‌ای را دریافت كردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می‌خورم به دختر خاله ام كه می‌بینم پدرش او را می‌بوسد. دوستش دارد، محبّتش می‌كند. امّا دریغ از یك بوسه‌ای كه بابای ما به ما داشته باشد. تنها حواس او به رفتار ما در منزل معطوف است. او همه ما را خسته کرده و پیوسته می گوید بکن! نکن!...
این چیزی بود كه ما از استاد گرامی حضرت آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) یاد گرفتیم كه باید نسبت به خانه و خانواده بسیار اهمیّت داد و مواظبت كرد كه حق بچه‌ها بخاطر دیگران، یا كتاب و درس ضایع نشود.
تنظیم گروه حوزه علمیه
منبع : پایگاه اطلاع رسانی مرتضی آقا تهرانی
امضاء » غريب

چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده



گفتارهایی از مرتضی آقا تهرانی
محبّت از امور جایگزین ناپذیر است. چند وقت پیش یك نامه‌ای را دریافت كردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می‌خورم به دختر خاله ام كه می‌بینم پدرش او را می‌بوسد. دوستش دارد، محبّتش می‌كند. امّا دریغ از یك بوسه‌ای كه بابای ما به ما داشته باشد.

رسیدگی به همسر و فرزندان:

یكی از توصیه‌هایی كه حضرت آیت الله بهجت (اعلی الله مقامه) داشتند این بود كه می‌فرمودند: به خانه كه می‌رسید كتاب‌ها را بگذارید پشت در ولی مواظب باشید که ندزدند! یعنی طوری نشود كه وقتی به خانه می‌روید، تازه بخواهید چیزی بنویسید و کتابی بخوانید و بند كتاب و كامپیوتر و ... بشوید؛ اشتباه است، دیگر الآن باید یك وقتی را بگذارید برای زن و فرزند و اهل خانه.

تنظیم برنامه:

عمرتان را به سه 8 ساعت تقسیم کنید: 8 ساعت كار و تلاش؛ كه كار و تلاش ماها درس‌خوندن و درس دادن است. در هر حال، 8 ساعت بیرون درست كارکردن است. 8 ساعت هم برای خواب و استراحت؛ و 8 ساعت هم برای لذت‌‌های حلال، تفكر و عبادت، كارهای شخصی و...
روزی حضرت ایشان برنامه بنده را تقریر كرده و فرمودند: "شما سحر از خانه می‌آیی بیرون و به نماز و حرم می‌روی، و برمی‌گردی خانه و صبحانه می خوری و بعد سر درس و كار تا ظهر؛ ظهر هم نماز ‌خوانده و برمی‌گردی منزل ناهار را می‌خوری؛ اگر وقت خواب باشد نیم‌ساعت هم می‌خوابی، بعد دو مرتبه می‌روی بیرون سركار و درس تا غروب،‌ غروب هم نماز را می‌خوانی." تازه بعدش ما می‌رفتیم كتابخانه و گاهی اوقات درس‌های فوق‌العاده می‌رفتیم،‌ حدود ساعت 10 به خانه برمی‌گشتیم.

آیت الله بهجت (ره) می‌فرمودند كه "برای چی وقتی می‌آیی خانه و زن و بچّه می‌آیند دور و برتان، تازه كتاب باز می‌كنید و می‌گویید می‌خواهم این‌ها را كه صبح تا حالا خواندم مطالعه كنم؟ چون فردا می‌خواهم آن درس را مباحثه كنم؟ باید طوری برنامه‌ریزی كنید كه وقت زن و بچّه ضایع نشود و به آن ها هم برسید. اهل خانواده هم حقوقی دارند. بالأخره زن و بچه و حتّی خود آدم نیازهایی دارد که اگر لذّت‌های حلال نباشد همان عبادتش هم با نشاط نیست، درس خواندنش هم نشاط چندانی ندارد."

معمولاً امثال ماها كمتر به این امر توجه می‌كنیم، زن و بچّه را رها می‌كنیم به حال خودشان، و خودمان را مدیون این‌ها می‌كنیم. نباید غافل شد از این كه اگر پول کمتر باشد،‌ زندگی می گذرد؛ ولی زن، دختر و پسر آدم، كمبود محبّت را از کجا جبران کنند؟ در خانه چه کسی را باید بزند و بگوید محبّت می‌خواهم؟ اگر مابه موقع و اندازه به زن و فرزندان محبّت ابراز نداریم، باید عوارض پس از آن را پذیرا باشیم. پول و امور مادی را می توان از خویشان، صندوق و یا کسی قرض گرفت، امّا محبّت را هیچ کس جز مرد و زن نسبت به فرزندان و مرد نسبت به همسر نمی تواند جبران کند. پس باید آدم مواظب باشد كه حق همسر و فرزندانش بخاطر این كه چیزی را کسب و یا جبران كند، ضایع نسازد. محبّت از امور جایگزین ناپذیر است. چند وقت پیش یك نامه‌ای را دریافت كردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می‌خورم به دختر خاله ام كه می‌بینم پدرش او را می‌بوسد. دوستش دارد، محبّتش می‌كند. امّا دریغ از یك بوسه‌ای كه بابای ما به ما داشته باشد. تنها حواس او به رفتار ما در منزل معطوف است. او همه ما را خسته کرده و پیوسته می گوید بکن! نکن!...
این چیزی بود كه ما از استاد گرامی حضرت آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) یاد گرفتیم كه باید نسبت به خانه و خانواده بسیار اهمیّت داد و مواظبت كرد كه حق بچه‌ها بخاطر دیگران، یا كتاب و درس ضایع نشود.
تنظیم گروه حوزه علمیه
منبع : پایگاه اطلاع رسانی مرتضی آقا تهرانی
امضاء » غريب

چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده



گفتارهایی از مرتضی آقا تهرانی
محبّت از امور جایگزین ناپذیر است. چند وقت پیش یك نامه‌ای را دریافت كردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می‌خورم به دختر خاله ام كه می‌بینم پدرش او را می‌بوسد. دوستش دارد، محبّتش می‌كند. امّا دریغ از یك بوسه‌ای كه بابای ما به ما داشته باشد.

رسیدگی به همسر و فرزندان:

یكی از توصیه‌هایی كه حضرت آیت الله بهجت (اعلی الله مقامه) داشتند این بود كه می‌فرمودند: به خانه كه می‌رسید كتاب‌ها را بگذارید پشت در ولی مواظب باشید که ندزدند! یعنی طوری نشود كه وقتی به خانه می‌روید، تازه بخواهید چیزی بنویسید و کتابی بخوانید و بند كتاب و كامپیوتر و ... بشوید؛ اشتباه است، دیگر الآن باید یك وقتی را بگذارید برای زن و فرزند و اهل خانه.

تنظیم برنامه:

عمرتان را به سه 8 ساعت تقسیم کنید: 8 ساعت كار و تلاش؛ كه كار و تلاش ماها درس‌خوندن و درس دادن است. در هر حال، 8 ساعت بیرون درست كارکردن است. 8 ساعت هم برای خواب و استراحت؛ و 8 ساعت هم برای لذت‌‌های حلال، تفكر و عبادت، كارهای شخصی و...
روزی حضرت ایشان برنامه بنده را تقریر كرده و فرمودند: "شما سحر از خانه می‌آیی بیرون و به نماز و حرم می‌روی، و برمی‌گردی خانه و صبحانه می خوری و بعد سر درس و كار تا ظهر؛ ظهر هم نماز ‌خوانده و برمی‌گردی منزل ناهار را می‌خوری؛ اگر وقت خواب باشد نیم‌ساعت هم می‌خوابی، بعد دو مرتبه می‌روی بیرون سركار و درس تا غروب،‌ غروب هم نماز را می‌خوانی." تازه بعدش ما می‌رفتیم كتابخانه و گاهی اوقات درس‌های فوق‌العاده می‌رفتیم،‌ حدود ساعت 10 به خانه برمی‌گشتیم.

آیت الله بهجت (ره) می‌فرمودند كه "برای چی وقتی می‌آیی خانه و زن و بچّه می‌آیند دور و برتان، تازه كتاب باز می‌كنید و می‌گویید می‌خواهم این‌ها را كه صبح تا حالا خواندم مطالعه كنم؟ چون فردا می‌خواهم آن درس را مباحثه كنم؟ باید طوری برنامه‌ریزی كنید كه وقت زن و بچّه ضایع نشود و به آن ها هم برسید. اهل خانواده هم حقوقی دارند. بالأخره زن و بچه و حتّی خود آدم نیازهایی دارد که اگر لذّت‌های حلال نباشد همان عبادتش هم با نشاط نیست، درس خواندنش هم نشاط چندانی ندارد."

معمولاً امثال ماها كمتر به این امر توجه می‌كنیم، زن و بچّه را رها می‌كنیم به حال خودشان، و خودمان را مدیون این‌ها می‌كنیم. نباید غافل شد از این كه اگر پول کمتر باشد،‌ زندگی می گذرد؛ ولی زن، دختر و پسر آدم، كمبود محبّت را از کجا جبران کنند؟ در خانه چه کسی را باید بزند و بگوید محبّت می‌خواهم؟ اگر مابه موقع و اندازه به زن و فرزندان محبّت ابراز نداریم، باید عوارض پس از آن را پذیرا باشیم. پول و امور مادی را می توان از خویشان، صندوق و یا کسی قرض گرفت، امّا محبّت را هیچ کس جز مرد و زن نسبت به فرزندان و مرد نسبت به همسر نمی تواند جبران کند. پس باید آدم مواظب باشد كه حق همسر و فرزندانش بخاطر این كه چیزی را کسب و یا جبران كند، ضایع نسازد. محبّت از امور جایگزین ناپذیر است. چند وقت پیش یك نامه‌ای را دریافت كردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می‌خورم به دختر خاله ام كه می‌بینم پدرش او را می‌بوسد. دوستش دارد، محبّتش می‌كند. امّا دریغ از یك بوسه‌ای كه بابای ما به ما داشته باشد. تنها حواس او به رفتار ما در منزل معطوف است. او همه ما را خسته کرده و پیوسته می گوید بکن! نکن!...
این چیزی بود كه ما از استاد گرامی حضرت آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) یاد گرفتیم كه باید نسبت به خانه و خانواده بسیار اهمیّت داد و مواظبت كرد كه حق بچه‌ها بخاطر دیگران، یا كتاب و درس ضایع نشود.
تنظیم گروه حوزه علمیه
منبع : پایگاه اطلاع رسانی مرتضی آقا تهرانی
امضاء » غريب

چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده



گفتارهایی از مرتضی آقا تهرانی
محبّت از امور جایگزین ناپذیر است. چند وقت پیش یك نامه‌ای را دریافت كردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می‌خورم به دختر خاله ام كه می‌بینم پدرش او را می‌بوسد. دوستش دارد، محبّتش می‌كند. امّا دریغ از یك بوسه‌ای كه بابای ما به ما داشته باشد.

رسیدگی به همسر و فرزندان:

یكی از توصیه‌هایی كه حضرت آیت الله بهجت (اعلی الله مقامه) داشتند این بود كه می‌فرمودند: به خانه كه می‌رسید كتاب‌ها را بگذارید پشت در ولی مواظب باشید که ندزدند! یعنی طوری نشود كه وقتی به خانه می‌روید، تازه بخواهید چیزی بنویسید و کتابی بخوانید و بند كتاب و كامپیوتر و ... بشوید؛ اشتباه است، دیگر الآن باید یك وقتی را بگذارید برای زن و فرزند و اهل خانه.

تنظیم برنامه:

عمرتان را به سه 8 ساعت تقسیم کنید: 8 ساعت كار و تلاش؛ كه كار و تلاش ماها درس‌خوندن و درس دادن است. در هر حال، 8 ساعت بیرون درست كارکردن است. 8 ساعت هم برای خواب و استراحت؛ و 8 ساعت هم برای لذت‌‌های حلال، تفكر و عبادت، كارهای شخصی و...
روزی حضرت ایشان برنامه بنده را تقریر كرده و فرمودند: "شما سحر از خانه می‌آیی بیرون و به نماز و حرم می‌روی، و برمی‌گردی خانه و صبحانه می خوری و بعد سر درس و كار تا ظهر؛ ظهر هم نماز ‌خوانده و برمی‌گردی منزل ناهار را می‌خوری؛ اگر وقت خواب باشد نیم‌ساعت هم می‌خوابی، بعد دو مرتبه می‌روی بیرون سركار و درس تا غروب،‌ غروب هم نماز را می‌خوانی." تازه بعدش ما می‌رفتیم كتابخانه و گاهی اوقات درس‌های فوق‌العاده می‌رفتیم،‌ حدود ساعت 10 به خانه برمی‌گشتیم.

آیت الله بهجت (ره) می‌فرمودند كه "برای چی وقتی می‌آیی خانه و زن و بچّه می‌آیند دور و برتان، تازه كتاب باز می‌كنید و می‌گویید می‌خواهم این‌ها را كه صبح تا حالا خواندم مطالعه كنم؟ چون فردا می‌خواهم آن درس را مباحثه كنم؟ باید طوری برنامه‌ریزی كنید كه وقت زن و بچّه ضایع نشود و به آن ها هم برسید. اهل خانواده هم حقوقی دارند. بالأخره زن و بچه و حتّی خود آدم نیازهایی دارد که اگر لذّت‌های حلال نباشد همان عبادتش هم با نشاط نیست، درس خواندنش هم نشاط چندانی ندارد."

معمولاً امثال ماها كمتر به این امر توجه می‌كنیم، زن و بچّه را رها می‌كنیم به حال خودشان، و خودمان را مدیون این‌ها می‌كنیم. نباید غافل شد از این كه اگر پول کمتر باشد،‌ زندگی می گذرد؛ ولی زن، دختر و پسر آدم، كمبود محبّت را از کجا جبران کنند؟ در خانه چه کسی را باید بزند و بگوید محبّت می‌خواهم؟ اگر مابه موقع و اندازه به زن و فرزندان محبّت ابراز نداریم، باید عوارض پس از آن را پذیرا باشیم. پول و امور مادی را می توان از خویشان، صندوق و یا کسی قرض گرفت، امّا محبّت را هیچ کس جز مرد و زن نسبت به فرزندان و مرد نسبت به همسر نمی تواند جبران کند. پس باید آدم مواظب باشد كه حق همسر و فرزندانش بخاطر این كه چیزی را کسب و یا جبران كند، ضایع نسازد. محبّت از امور جایگزین ناپذیر است. چند وقت پیش یك نامه‌ای را دریافت كردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می‌خورم به دختر خاله ام كه می‌بینم پدرش او را می‌بوسد. دوستش دارد، محبّتش می‌كند. امّا دریغ از یك بوسه‌ای كه بابای ما به ما داشته باشد. تنها حواس او به رفتار ما در منزل معطوف است. او همه ما را خسته کرده و پیوسته می گوید بکن! نکن!...
این چیزی بود كه ما از استاد گرامی حضرت آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) یاد گرفتیم كه باید نسبت به خانه و خانواده بسیار اهمیّت داد و مواظبت كرد كه حق بچه‌ها بخاطر دیگران، یا كتاب و درس ضایع نشود.
تنظیم گروه حوزه علمیه
منبع : پایگاه اطلاع رسانی مرتضی آقا تهرانی
امضاء » غريب

چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده



گفتارهایی از مرتضی آقا تهرانی
محبّت از امور جایگزین ناپذیر است. چند وقت پیش یك نامه‌ای را دریافت كردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می‌خورم به دختر خاله ام كه می‌بینم پدرش او را می‌بوسد. دوستش دارد، محبّتش می‌كند. امّا دریغ از یك بوسه‌ای كه بابای ما به ما داشته باشد.

رسیدگی به همسر و فرزندان:

یكی از توصیه‌هایی كه حضرت آیت الله بهجت (اعلی الله مقامه) داشتند این بود كه می‌فرمودند: به خانه كه می‌رسید كتاب‌ها را بگذارید پشت در ولی مواظب باشید که ندزدند! یعنی طوری نشود كه وقتی به خانه می‌روید، تازه بخواهید چیزی بنویسید و کتابی بخوانید و بند كتاب و كامپیوتر و ... بشوید؛ اشتباه است، دیگر الآن باید یك وقتی را بگذارید برای زن و فرزند و اهل خانه.

تنظیم برنامه:

عمرتان را به سه 8 ساعت تقسیم کنید: 8 ساعت كار و تلاش؛ كه كار و تلاش ماها درس‌خوندن و درس دادن است. در هر حال، 8 ساعت بیرون درست كارکردن است. 8 ساعت هم برای خواب و استراحت؛ و 8 ساعت هم برای لذت‌‌های حلال، تفكر و عبادت، كارهای شخصی و...
روزی حضرت ایشان برنامه بنده را تقریر كرده و فرمودند: "شما سحر از خانه می‌آیی بیرون و به نماز و حرم می‌روی، و برمی‌گردی خانه و صبحانه می خوری و بعد سر درس و كار تا ظهر؛ ظهر هم نماز ‌خوانده و برمی‌گردی منزل ناهار را می‌خوری؛ اگر وقت خواب باشد نیم‌ساعت هم می‌خوابی، بعد دو مرتبه می‌روی بیرون سركار و درس تا غروب،‌ غروب هم نماز را می‌خوانی." تازه بعدش ما می‌رفتیم كتابخانه و گاهی اوقات درس‌های فوق‌العاده می‌رفتیم،‌ حدود ساعت 10 به خانه برمی‌گشتیم.

آیت الله بهجت (ره) می‌فرمودند كه "برای چی وقتی می‌آیی خانه و زن و بچّه می‌آیند دور و برتان، تازه كتاب باز می‌كنید و می‌گویید می‌خواهم این‌ها را كه صبح تا حالا خواندم مطالعه كنم؟ چون فردا می‌خواهم آن درس را مباحثه كنم؟ باید طوری برنامه‌ریزی كنید كه وقت زن و بچّه ضایع نشود و به آن ها هم برسید. اهل خانواده هم حقوقی دارند. بالأخره زن و بچه و حتّی خود آدم نیازهایی دارد که اگر لذّت‌های حلال نباشد همان عبادتش هم با نشاط نیست، درس خواندنش هم نشاط چندانی ندارد."

معمولاً امثال ماها كمتر به این امر توجه می‌كنیم، زن و بچّه را رها می‌كنیم به حال خودشان، و خودمان را مدیون این‌ها می‌كنیم. نباید غافل شد از این كه اگر پول کمتر باشد،‌ زندگی می گذرد؛ ولی زن، دختر و پسر آدم، كمبود محبّت را از کجا جبران کنند؟ در خانه چه کسی را باید بزند و بگوید محبّت می‌خواهم؟ اگر مابه موقع و اندازه به زن و فرزندان محبّت ابراز نداریم، باید عوارض پس از آن را پذیرا باشیم. پول و امور مادی را می توان از خویشان، صندوق و یا کسی قرض گرفت، امّا محبّت را هیچ کس جز مرد و زن نسبت به فرزندان و مرد نسبت به همسر نمی تواند جبران کند. پس باید آدم مواظب باشد كه حق همسر و فرزندانش بخاطر این كه چیزی را کسب و یا جبران كند، ضایع نسازد. محبّت از امور جایگزین ناپذیر است. چند وقت پیش یك نامه‌ای را دریافت كردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می‌خورم به دختر خاله ام كه می‌بینم پدرش او را می‌بوسد. دوستش دارد، محبّتش می‌كند. امّا دریغ از یك بوسه‌ای كه بابای ما به ما داشته باشد. تنها حواس او به رفتار ما در منزل معطوف است. او همه ما را خسته کرده و پیوسته می گوید بکن! نکن!...
این چیزی بود كه ما از استاد گرامی حضرت آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) یاد گرفتیم كه باید نسبت به خانه و خانواده بسیار اهمیّت داد و مواظبت كرد كه حق بچه‌ها بخاطر دیگران، یا كتاب و درس ضایع نشود.
تنظیم گروه حوزه علمیه
منبع : پایگاه اطلاع رسانی مرتضی آقا تهرانی
امضاء » غريب

چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده



گفتارهایی از مرتضی آقا تهرانی
محبّت از امور جایگزین ناپذیر است. چند وقت پیش یك نامه‌ای را دریافت كردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می‌خورم به دختر خاله ام كه می‌بینم پدرش او را می‌بوسد. دوستش دارد، محبّتش می‌كند. امّا دریغ از یك بوسه‌ای كه بابای ما به ما داشته باشد.

رسیدگی به همسر و فرزندان:

یكی از توصیه‌هایی كه حضرت آیت الله بهجت (اعلی الله مقامه) داشتند این بود كه می‌فرمودند: به خانه كه می‌رسید كتاب‌ها را بگذارید پشت در ولی مواظب باشید که ندزدند! یعنی طوری نشود كه وقتی به خانه می‌روید، تازه بخواهید چیزی بنویسید و کتابی بخوانید و بند كتاب و كامپیوتر و ... بشوید؛ اشتباه است، دیگر الآن باید یك وقتی را بگذارید برای زن و فرزند و اهل خانه.

تنظیم برنامه:

عمرتان را به سه 8 ساعت تقسیم کنید: 8 ساعت كار و تلاش؛ كه كار و تلاش ماها درس‌خوندن و درس دادن است. در هر حال، 8 ساعت بیرون درست كارکردن است. 8 ساعت هم برای خواب و استراحت؛ و 8 ساعت هم برای لذت‌‌های حلال، تفكر و عبادت، كارهای شخصی و...
روزی حضرت ایشان برنامه بنده را تقریر كرده و فرمودند: "شما سحر از خانه می‌آیی بیرون و به نماز و حرم می‌روی، و برمی‌گردی خانه و صبحانه می خوری و بعد سر درس و كار تا ظهر؛ ظهر هم نماز ‌خوانده و برمی‌گردی منزل ناهار را می‌خوری؛ اگر وقت خواب باشد نیم‌ساعت هم می‌خوابی، بعد دو مرتبه می‌روی بیرون سركار و درس تا غروب،‌ غروب هم نماز را می‌خوانی." تازه بعدش ما می‌رفتیم كتابخانه و گاهی اوقات درس‌های فوق‌العاده می‌رفتیم،‌ حدود ساعت 10 به خانه برمی‌گشتیم.

آیت الله بهجت (ره) می‌فرمودند كه "برای چی وقتی می‌آیی خانه و زن و بچّه می‌آیند دور و برتان، تازه كتاب باز می‌كنید و می‌گویید می‌خواهم این‌ها را كه صبح تا حالا خواندم مطالعه كنم؟ چون فردا می‌خواهم آن درس را مباحثه كنم؟ باید طوری برنامه‌ریزی كنید كه وقت زن و بچّه ضایع نشود و به آن ها هم برسید. اهل خانواده هم حقوقی دارند. بالأخره زن و بچه و حتّی خود آدم نیازهایی دارد که اگر لذّت‌های حلال نباشد همان عبادتش هم با نشاط نیست، درس خواندنش هم نشاط چندانی ندارد."

معمولاً امثال ماها كمتر به این امر توجه می‌كنیم، زن و بچّه را رها می‌كنیم به حال خودشان، و خودمان را مدیون این‌ها می‌كنیم. نباید غافل شد از این كه اگر پول کمتر باشد،‌ زندگی می گذرد؛ ولی زن، دختر و پسر آدم، كمبود محبّت را از کجا جبران کنند؟ در خانه چه کسی را باید بزند و بگوید محبّت می‌خواهم؟ اگر مابه موقع و اندازه به زن و فرزندان محبّت ابراز نداریم، باید عوارض پس از آن را پذیرا باشیم. پول و امور مادی را می توان از خویشان، صندوق و یا کسی قرض گرفت، امّا محبّت را هیچ کس جز مرد و زن نسبت به فرزندان و مرد نسبت به همسر نمی تواند جبران کند. پس باید آدم مواظب باشد كه حق همسر و فرزندانش بخاطر این كه چیزی را کسب و یا جبران كند، ضایع نسازد. محبّت از امور جایگزین ناپذیر است. چند وقت پیش یك نامه‌ای را دریافت كردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می‌خورم به دختر خاله ام كه می‌بینم پدرش او را می‌بوسد. دوستش دارد، محبّتش می‌كند. امّا دریغ از یك بوسه‌ای كه بابای ما به ما داشته باشد. تنها حواس او به رفتار ما در منزل معطوف است. او همه ما را خسته کرده و پیوسته می گوید بکن! نکن!...
این چیزی بود كه ما از استاد گرامی حضرت آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) یاد گرفتیم كه باید نسبت به خانه و خانواده بسیار اهمیّت داد و مواظبت كرد كه حق بچه‌ها بخاطر دیگران، یا كتاب و درس ضایع نشود.
تنظیم گروه حوزه علمیه
منبع : پایگاه اطلاع رسانی مرتضی آقا تهرانی
امضاء » غريب

چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده



گفتارهایی از مرتضی آقا تهرانی
محبّت از امور جایگزین ناپذیر است. چند وقت پیش یك نامه‌ای را دریافت كردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می‌خورم به دختر خاله ام كه می‌بینم پدرش او را می‌بوسد. دوستش دارد، محبّتش می‌كند. امّا دریغ از یك بوسه‌ای كه بابای ما به ما داشته باشد.

رسیدگی به همسر و فرزندان:

یكی از توصیه‌هایی كه حضرت آیت الله بهجت (اعلی الله مقامه) داشتند این بود كه می‌فرمودند: به خانه كه می‌رسید كتاب‌ها را بگذارید پشت در ولی مواظب باشید که ندزدند! یعنی طوری نشود كه وقتی به خانه می‌روید، تازه بخواهید چیزی بنویسید و کتابی بخوانید و بند كتاب و كامپیوتر و ... بشوید؛ اشتباه است، دیگر الآن باید یك وقتی را بگذارید برای زن و فرزند و اهل خانه.

تنظیم برنامه:

عمرتان را به سه 8 ساعت تقسیم کنید: 8 ساعت كار و تلاش؛ كه كار و تلاش ماها درس‌خوندن و درس دادن است. در هر حال، 8 ساعت بیرون درست كارکردن است. 8 ساعت هم برای خواب و استراحت؛ و 8 ساعت هم برای لذت‌‌های حلال، تفكر و عبادت، كارهای شخصی و...
روزی حضرت ایشان برنامه بنده را تقریر كرده و فرمودند: "شما سحر از خانه می‌آیی بیرون و به نماز و حرم می‌روی، و برمی‌گردی خانه و صبحانه می خوری و بعد سر درس و كار تا ظهر؛ ظهر هم نماز ‌خوانده و برمی‌گردی منزل ناهار را می‌خوری؛ اگر وقت خواب باشد نیم‌ساعت هم می‌خوابی، بعد دو مرتبه می‌روی بیرون سركار و درس تا غروب،‌ غروب هم نماز را می‌خوانی." تازه بعدش ما می‌رفتیم كتابخانه و گاهی اوقات درس‌های فوق‌العاده می‌رفتیم،‌ حدود ساعت 10 به خانه برمی‌گشتیم.

آیت الله بهجت (ره) می‌فرمودند كه "برای چی وقتی می‌آیی خانه و زن و بچّه می‌آیند دور و برتان، تازه كتاب باز می‌كنید و می‌گویید می‌خواهم این‌ها را كه صبح تا حالا خواندم مطالعه كنم؟ چون فردا می‌خواهم آن درس را مباحثه كنم؟ باید طوری برنامه‌ریزی كنید كه وقت زن و بچّه ضایع نشود و به آن ها هم برسید. اهل خانواده هم حقوقی دارند. بالأخره زن و بچه و حتّی خود آدم نیازهایی دارد که اگر لذّت‌های حلال نباشد همان عبادتش هم با نشاط نیست، درس خواندنش هم نشاط چندانی ندارد."

معمولاً امثال ماها كمتر به این امر توجه می‌كنیم، زن و بچّه را رها می‌كنیم به حال خودشان، و خودمان را مدیون این‌ها می‌كنیم. نباید غافل شد از این كه اگر پول کمتر باشد،‌ زندگی می گذرد؛ ولی زن، دختر و پسر آدم، كمبود محبّت را از کجا جبران کنند؟ در خانه چه کسی را باید بزند و بگوید محبّت می‌خواهم؟ اگر مابه موقع و اندازه به زن و فرزندان محبّت ابراز نداریم، باید عوارض پس از آن را پذیرا باشیم. پول و امور مادی را می توان از خویشان، صندوق و یا کسی قرض گرفت، امّا محبّت را هیچ کس جز مرد و زن نسبت به فرزندان و مرد نسبت به همسر نمی تواند جبران کند. پس باید آدم مواظب باشد كه حق همسر و فرزندانش بخاطر این كه چیزی را کسب و یا جبران كند، ضایع نسازد. محبّت از امور جایگزین ناپذیر است. چند وقت پیش یك نامه‌ای را دریافت كردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می‌خورم به دختر خاله ام كه می‌بینم پدرش او را می‌بوسد. دوستش دارد، محبّتش می‌كند. امّا دریغ از یك بوسه‌ای كه بابای ما به ما داشته باشد. تنها حواس او به رفتار ما در منزل معطوف است. او همه ما را خسته کرده و پیوسته می گوید بکن! نکن!...
این چیزی بود كه ما از استاد گرامی حضرت آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) یاد گرفتیم كه باید نسبت به خانه و خانواده بسیار اهمیّت داد و مواظبت كرد كه حق بچه‌ها بخاطر دیگران، یا كتاب و درس ضایع نشود.
تنظیم گروه حوزه علمیه
منبع : پایگاه اطلاع رسانی مرتضی آقا تهرانی
امضاء » غريب <
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : h123gh1374
تاریخ : جمعه 06 آبان 1390
post


رسول خدا حضرت محمد مصطفی (صلّی الله علیه و آله) درباره ی حوادث اخر وزمان فرمودند :
رهبرانی بر شما حاکم می شوند که روزیهایتان را در دست می گیرند.با شما به دروغ سخن می گویند و کار می کنند و آن را بد انجام می دهند. از شما جز با نیک شمردن کار زشتشان و راست پنداشتن گفتار دروغشان راضی نمی شوند. شما نیز تا می پسندد بر مبنای حق با آنان رفتار کنید و اگر از حق تجاوز کردند [با آنان مبارزه کنید]. پس هر کس بر این اساس کشته شود شهید است
المعجم الکبیر، ج 22، ح 910، ص 362

اختلاف میان ایرانیان
شیخ مفید، از اخبار مربوط به نشانه‏های قیام قائم(علیه‏السّلام)، نقل کرده است:
. . . اختلاف دو گروه از عجم (ایرانیان) و خونریزی بسیار میان آنان . . .(1).-
1. الإرشاد، ج 2، ص 369.
امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
مردم در انتهای غیبت از دین خارج خواهند شد گروه گروه، آنچنانکه در صدراسلام دسته دسته وارد می شدند.

علامه‌ طباطبایی در پاسخ به این پرسش که "چگونه می‌توان از امام غایب بهره‌مند شد؟" می‌فرماید امام معصوم وظیفه‌ هدایتی خود را به دو گونه اعمال می‌کند:
1. هدایت به معنای ارائه‌ طریق و 2. هدایت به معنای ایصال به مطلوب.

امام برای اجرا و اعمال هدایت نوع اول نیاز به حضور فیزیکی در میان مردمان دارد؛ اما برای هدایت نوع دوم نیازی به حضور جسمانی و مراوده‌ حضوری با مردم ندارد.
به تعبیر دیگر، باید دانست که وظیفه‌ امام در بیان صوری معارف و راهنمائی ظاهری مردم خلاصه نمی‌شود؛ بلکه امام همانطور که وظیفه‌ راهنمایی ظاهری مردم را به عهده دارد همچنان ولایت و رهبری باطنی اعمال را نیز بر عهده دارد و اوست که حیات معنوی مردم را تنظیم می‌کند. بدیهی است که حضور یا غیبت جسمانی امام در انجام وظیفه‌ هدایتی نوع دوم تأثیری ندارد؛ زیرا امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد اگرچه از چشم جسمانی ایشان پنهان است.
(محمد حسین طباطبایی، شیعه در اسلام، ص 152).

 
الملاحم و الفتن ص 144

امام سجاد(علیه السلام) به ابوخالد كابلی می‌فرمایند:

«مردم اهل زمان غیبت مهدی كه معتقد به امامت او هستند و منتظر ظهور او نشسته‌اند، بافضیلت ترین مردم دنیا هستند؛ زیرا خدا عقل و فهمی به آنان عطا كرده كه "غیبت" نزد آنان به منزله ظهور و "مشاهده" گشته است. آنها همانند مجاهدین در ركاب پیامبرند و از مخلصین و شیعیان صادق ما هستند؛ آنها به طور پنهانی و آشكار بسوی دین خدا دعوت می‌كنند. آری انتظار فرج از بزرگترین اعمال است.»

إِلَهِي إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِكَ غَيْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ غَيْرُ مَمْلُوكٍ
خدایا! آنكه به تو معروف گردد، ناشناخته نيست،آنكه به تو پناه آورد، خوار و درمانده نيست،و آنكه تو، به او روي عنايت آوري برده ديگري نيست

 
اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن
(منتخب الاثر، آیت الله صافی گلپایگانی، ص244)  امام صادق (عليه السلام) فرمود:
«اقرب، ما يكون العباد من اللّه جلّ ذكره و أرضى ما يكون عنهم اذا افتقدوا حجّة اللّه جلّ و عزّ و لم يظهر لهم و لم يعلموا مكانه و هم فى ذلك يعلمون أنّه لم تَبطُل حجّة اللّه جلّ ذكره و لاميثاقه، فعندها فتوقّعوا الفرج صباحاً و مساءً...»
«زمانى كه بندگان به خداى بزرگ نزديك ترند و خدا از ايشان بيشتر راضى است، زمانى است كه حجت خداى تعالى از ميان آنان ناپديد گردد و ظاهر نشود و آنان جايش را هم ندانند. با اين همه بدانند كه حجت و ميثاق خدا از بين نرفته و باطل نشده است. در آن حال، در هر صبح و شام، چشم انتظار فرج باشيد».

(
كافى ج 2 باب نادر فى الغيبه صفحه 127) امام صادق (ع) درباره ی حضرت مهدی عج مى فرمايند:
"چگونه اين امت انكار مى كندكه خداوند با حجت خود، آن گونه عمل مى كند كه با يوسف انجام داد و صاحب شما مظلومى است كه از حقش بازداشته شده. صاحب حكومت، در ميان مردم رفت و آمد مى كند، در بازارهاى آنان گام مى نهد و در منزل هاى آنان قدم مى گذارد، ولى او را نمى شناسند، تا زمانى كه خداوند به او اجازه دهدكه خود را به آنان بشناساند؟ آن گونه كه به يوسف اجازه دادكه در پاسخ برادرش كه پرسيد: آيا تو يوسفى بگويد: بله من يوسفم(2)

از اين روايات استفاده مى شودكه امام زمان (ع) همراه با مردم و دركوچه و بازار است، مانند يوسف كه برادرانشان او را نمى شناختند، ولى او آنان را مى شناخت سخن مردم را مى شنود و بر آنان سلام مى كند. در مراكز آنان حاضر مى گردد از اين روى، در بحث امام زمان )ع ( سخن از روح مجرد و حضور غير فيريكى نيست حضرت مانند ديگران در مجامع حضور مى يابد، ولى افراد او را نمى شناسند

1. غيبة نعماني، ص 14. 2 غيبة نعمانى، ص 164
حکومت بنی عبّاس در آخر الزمان .............
امام علی (علیه السلام) در این باره چنین می فرماید:
هر گاه پرچمهای سیاه(1) را دیدید، به زمین بچسبید و دست و پایتان
را تکان ندهید. سپس گروهی ضعیف که به آنان اهمیّت داده نمی شود
و دلهایشان چون پاره های آهن است، آشکار خواهند شد. اینان به قدرت
می رسند و به هیچ عهد و پیمانی وفا نمی کنند. به حق دعوت می کنند،
با آنکه اهلش نیستند. نامهایشان کنیه ها و نسبتهایشان به شهرهاست(2).
موهایشان مانند موهای زنان رهاست و بر سر قدرت اند تا آنکه میانشان
اختلاف افتد. سپس خداوند حق را به هر کسی که بخواهد می دهد(3).
---------------------------------------------------------------
1. این حدیث به پرچمهای سیاه اوّل اشاره دارد و دارندگان آن، همان بنی عبّاسی اند که در آخر الزمان به حکومت می رسند.
2. یعنی این گروه عرب نیستند. زیرا عربها کنیه مانند ابوالفضل را نام اشخاص قرار نمی دهند و افراد را به جای آبادیها، به قبیله ها نسبت می دهند.
3. الفتن، ص ١٣۶، جزء 3، ح 558.
پاسخ نامه ی اسحاق بن یعقوب از طرف امام محمد مهدی عج :
اسحاق‌بن یعقوب مى‏گوید: «از محمد بن عثمان - رضى الله عنه - خواهش كردم نامه مرا كه مشتمل بر پاره‏اى از مسائل مشكلى كه برایم پیش آمده بود، به ناحیه مقدسه تقدیم دارد. (او هم پذیرفت) و جواب آن به خط مولایم امام زمان(عج) بدین قرار صادر شد:
«خداوند تو را هدایت كند و بر اعتقاد حق ثابت و پایدار بدارد. این كه سؤال كرده‌اى بعضى از افراد خاندان ما و عمو زادگان ما منكر وجود من هستند. بدان كه بین خداوند و هیچ كس قرابت و خویشى نیست و هر كس منكر وجود من باشد از من نیست؛ و راهى كه او مى‏رود راه پسر نوح است. و راهى كه عمویم جعفر (كذاب) و اولاد او نسبت به من پیش گرفته‏اند، راه برادران یوسف است .
اما فقاع (آبجو) نوشیدنش حرام است، ولى نوشیدن شلماب(14) مانعى ندارد.
اما اموالى كه شما (به عنوان هدیه) به ما مى‏رسانید، ما آن را براى پاك شدن شما از گناهان قبول مى‏كنیم، بنابراین، هر كس مىخواهد به ما برساند، و هر كس نمى‏خواهد قطع كند؛ آنچه خدا به ما داده است، از آنچه شما مى‏دهید بهتر است .
و اما وقت ظهور من وابسته به اراده خداوند متعال است. كسانى كه وقت آن را تعیین مى‏كنند، دروغگو هستند.
و اما حوادثى كه براى شما پدید مى‏آید (و حكم آن را نمى‏دانید) پس رجوع كنید به راویان حدیث ما؛ (15) زیرا آنها حجت من بر شما هستند، و من هم حجت خدا بر آنها هستم.
و اما محمدبن عثمان عمرى كه خداوند از وى و از پدرش خشنود باشد، مورد وثوق من و نوشته او نوشته من است .
و اما محمدبن على بن مهزیار اهوازى، به زودى خداوند دل او را اصلاح مى‏كند و شك و تردیدش را از وى بر طرف مى‏سازد.
و اما مالى را كه براى ما فرستاده‏اى، پذیرفته نمى‏شود، مگر این كه از حرام پاك و پاكیزه گردد و پول زن آواز خوان هم ، حرام است .
و اما محمدبن شاذان بن نعیم ،(16) او مردى از دوستان ما اهل بیت است.
و اما ابوالخطاب محمدبن ابى زینب اجدع (17)، او و پیروانش ملعون هستند، تو با آنها كه عقیده اینان را دارند، رفت و آمد نكن؛ زیرا من از آنها بیزارم، و پدران من هم از آنها بیزار بودند. و اما كسانى كه اموال ما را نزد خود نگاه مى‏دارند، اگر چیزى از آن را براى خود حلال بدانند و بخورند، مثل این است كه آتش خورده‏اند.
و اما خمس (18) براى شیعیان ما مباح و براى آنها تا ظهور ما حلال گشته است، تا به واسطه آن ولادتشان پاك باشد، و پلید و آلوده نگردند.
و اما مردمى كه از فرستادن آن اموال به نزد ما پشیمان شده‏اند، در دین خدا شك و تردید نمودند، اگر اموالى كه به ما داده‏اند، بخواهند به آنها پس مى‏دهیم، ما نیاز به بخشش كسانى كه درباره وجود ما تردید دارند، نداریم.
و اما علت غیبتى كه به وقوع پیوسته است، خداوند مى‏گوید: «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید سؤال نكنید از چیزهایى كه اگر براى شما آشكار گردد، شما را آزرده كند.» هر یك از پدران من در زمان خود بیعت سلطان طاغوت زمان خود را به گردن گرفتند، ولى من زمانى قیام مىكنم كه بیعت هیچ یك از طاغوت‌ها را به گردن ندارم.
و اما چگونگى انتفاعى كه مردم در غیبت من از من مى‏برند، همچون انتفاع از خورشید است هنگامى كه در پشت ابرها پنهان شود. من امان مردم روى زمین هستم، همان طور كه ستارگان امان اهل آسمان‌ها مى‏باشند. بنابراین، سؤال‌هایى كه برای شما سودى ندارد، پرسش نكنید و خود را به خاطر چیزى كه نیازى به آن ندارید، به مشقت نیندازید. براى تعجیل در فرج و ظهور من زیاد دعا كنید كه رهایى شما از قید و بندها در دعا است . سلام بر تو اى اسحاق بن یعقوب و سلام بر كسانى كه راه هدایت را پیش گرفته‏اند.»



پی‌نوشت‌ها:



(19)
1- از اول تا اینجا در بحارالانوار، ج 50، حدیث، 1، ص .227/ احتجاج الطبرسى، ج 2، ص 469.
2- این قطعه در بحارالانوار، ج 66، روایت 2، ص 482 و بحار، ج 79، ص 166، ح 2 آمده است.
3- همان، ج 52، ص 111/ احتجاج الطبرسى، ج 2، ص 470.
4- همان، ج 44، ص 271، حدیث 3/ احتجاج الطبرسى، ج 2، ص 470.
5- همان، ج 2، ص 90، روایت 13/ احتجاج الطبرسى، ج 2، ص 470.
6- بحارالانوار، ج 51، ص 90، حدیث 13 / احتجاج الطبرسى، ج 2، ص 470.
7- وسائل الشیعه، ج 17، باب 16، ص 123، روایت 2215.
8- بحارالانوار، ج 47، ص 334،روایت 2/ احتجاج الطبرسى، ج 2، ص 470.
9- همان، ج 96، ص 184، روایت 1/ احتجاج الطبرسى، ج 2، ص 471.
10- بحارالانوار، ج 96، ص 184، روایت 1/ احتجاج الطبرسى، ج 2، ص 471.
11- سوره مائده، آیه 102.
12- احتجاج الطبرسى، ج 2، ص 471.
13- این توقیع شریف از «كمال الدین» نقل شده است، لیكن این توقیع با سندهاى مختلف در منابع دیگر نیز ذكر شده است: «الف» كمال الدین، ج 2، ص 483، حدیث .4 (ب) الغیبه، ص 290، حدیث .247 (ج) احتجاج الطبرسى، ج 2، ص .469 (د) بحارالانوار، ج 53، ص 180، حدیث 10.
14- شلماب: نوعى نوشیدنى است كه از «شیلم» یعنى دانه‏اى شبیه جو، درست مى‏شود و در انسان یك نوع بیهوشى و خواب آلودگى ایجاد مى‏كند. (كمال الدین، ج 2، ص 484، به نقل از استاد شعرانى).
15- والمراد برواة الحدیث، الفقهاء الذین یفقهون الحدیث و یعلمون خاصه و عامه و محكمه و متشابهه، و یعرفون صحیحه من سقیمه، و حسنه من مختلفه، والذین لهم قوة التفكیك بین الصریح منه و الدخیل و تمییز الاصیل من المزیف المتقول. لا الذین یقرؤون الكتب المعروفة و یحفظون ظاهراً من الفاظه ولا یفهمون معناه و لیس لهم منة الاستنباط و ان زعموا انهم حملة الحدیث. (كمال الدین، ج 2، ص 484، على اكبر الغفارى).
16- از اصحاب امام حسن عسكرى(ع) بوده و بعد از وفات ایشان از وكلاى حضرت مهدى(عج) از منطقه نیشابور به شمار مى‏رفت. (ر.ك كمال الدین، ج 2، ص .442 ح 16) به او شاذانى و نیشابورى نیز مى‏گویند.
17- كشى و ابن الغضائرى او را اجذع ثبت كرده‏اند. او یكى از اصحاب امام صادق(ع) بود و بعد از مدتى منحرف شد و براى خود مذهبى تأسیس نمود و امام صادق(ع) او را چند بار لعنت نموده است. (معجم رجال الحدیث، ج 14، ص 244).
18- مقصود از خمس، غنایم جنگى است كه از جمله اماء سبیات بوده و در بازار به فروش مى‏رفته، خرید اینها تجویز شده با آنكه خمس آن داده نشده است. این مطلب را فقهاء مفصلاً در باب خمس آورده‏اند و قرائن و شواهد بسیارى بر آن ارائه داده‏اند كه شامل خمس ارباح مكاسب نمى‏شود. (حضرت آیة الله معرفت). 19- این توقیع با استفاده از كتاب «مهدى موعود» ترجمه شده است

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : h123gh1374
تاریخ : جمعه 06 آبان 1390